سفیدک داخلی(کرکی، کاذب) مو
سفیدک داخلی(کرکی، کاذب) مو Grapevine downy mildew
سفیدک کرکی مو برای اولین بار در جهان درسال 1837 توسط schweinitz درآمریکای شمالی روی موهای وحشی مشاهده و ثبت گردید. بیماری با انتقال پایههای مقاوم به فیلوکسرا از امریکا به فرانسه و اروپا منتقل شد. شدت خسارت درفرانسه به حدی بود که صنعت شرابسازی را به رکود کشانید. بیماری در ایران برای اولین بار درسال 1325 توسط اسفندیاری گزارش شد.
عامل بیماری شبه قارچ Plasmopara viticola از خانواده Pronosporacea است که میسلیوم بدون دیواره عرضی تولید میکند. پاتوژن زمستان را به صورت اُاُسپور در داخل برگهای مرده وگاهی در میوه وشاخه میگذراند. برگهای آلوده نیز با حفظ میسلیومهای قارچ از نظر زمستان گذرانی حائز اهمیت هستند.
بیماری معمولاً بروی برگها، جوانهها، خوشههای نارس و یا تقریباً رسیده ظاهر میگردند. دراثر حمله قارچ به برگها ابتدا نقاط روشن و غیرمشخص که حالت روغنی دارند ظاهر میشوند. سپس بافتهای برگ به تدریج مرده ونکروزه میشوند. شاخههای اصلی نیز ممکن است مرده یا قهوهای شوند جوانههای جوانی که آلوده میشوند کوتاه مانده اما قطورتر از جوانههای نرمال به نظر میرسند. در شرایط مرطوب شاخهها و برگهای آلوده بوسیلهی پوشش سفیدرنگ که اسپورانجیوفر قارچ است، پوشیده میشوند. آلودگی خوشهها اگر در اول فصل باشد میوههای جوان بخصوص حبههای داخلی خوشه از اندام بار قارچ پوشیده میشوند که باعث چروکیدگی، چرمی شدن و تغییررنگ میوهها میگردند.

کنترل
1- کاپتان wp 50 % و 3 درهزار
2- زینب wp 80 % و 3-2.5 درهزار
3- مانب wp 80 % و 2.5- 2 درهزار
توصیهها: نوبت اول سمپاشی قبل از گلدهی و تکرار آن هر 10- 7 روز بر اساس نیاز انجام شود. هرس سبز در کاهش بیماری موثر است.
رایزومونیای چغندر قند
رایزومونیای چغندر قند Beet necrotic yellow vein virus
این بیماری با نامهای دیگری به نام زردی نکروتیک رگبرگ و ریشه ریشی نیز می شناسند. بیماری در فارس بسیار شایع است و خسارات زیادی را در حالت اپیدمی به بار می آورد. عامل بیماری ویروسی از گروه Tobamovirus است. ویروس از طریق زئوسپورهای قارچ Polymyxa betae منتقل می شود و پایداری ویروس در اسپورهای استراحتی قارچ می باشد.
در صورت آلودگی چغندر قند به این ویروس برگهای خارجی حالت پژمردگی به خود می گیرند یا بعضی از برگها خشک می شوند. در مقطع ریشه دوایر قهوه ای متحدالمرکز دیده می شود. از دیگر علائم مهم بیماری زردی رگبرگها است. بیماری بروی ریشه هم علائم خاصی ایجاد می کند که در تشخیص بیماری مهم است. ازجمله این علائم وجود تعداد زیادی ریشه فرعی روی ریشه اصلی می باشد. بدین صورت که ریشه اصلی به یکباره باریک شده و ریشه های فرعی زیاد می شوند. بیماری ریشه ریشی شبیه علائم نماتد سیستی بروی ریشه است ولی از وجود سیستها خبری نیست.

کنترل
با توجه به نوع عامل و شیوه انتقال و پایداری ویروس در خاک باید سعی شود از سیستم پیشگیری استفاده شود.
1. جلوگیری از آلوده شدن مزارع
2. استفاده از ارقام مقاوم
3. شخم عمیق
4. در صورت امکان عدم استفاده از کود حیوانی و آبیاری غرقابی
5. مبارزه بیولوژیک با قارچ ناقل
مومیایی درختان میوه
مومیایی درختان میوه Monilia brown rot
عامل بیماری Moniliniaاست که آنامورف آن monilia می باشد. سه گونه دارد
1- M. Laxaمعروف به European brown rot
2- M. Fructicolaمعروف به American brown rot که در ایران وجود ندارد.
3- M. Fructigena
میزبانها در ایران : سیب، گلابی، به، زردآلو، گوجه، گیلاس و زردآلو درایران مهمتر است و M.laxaاز آن جدا شده است(از سمنان). بیماری به گل شاخه و میوه میزند ولی میوه های رسیده حساسترند. میوه هایی که روی درخت کاملاً سالمند ویکدفعه شروع به قهوای شدن می کنند مشکوک به این بیماریند. میوه های آلوده سریعاً می ریزند. اینها به تدریج می پوسند وحالت چرمی سفتی پیدا میکنند وتشکیل اسکلروت قارچ را می دهند. اسکلروت در بهار جوانه زده وتولید آپوتیسیم می نماید وآسکوسپورها گیاه را آلوده میکنند.

کنترل شیمیایی
سمپاشی زمستانه (زیرا به سه صورت اسکلروت ، میسلیوم و کنیدی زمستانگذرانی دارد) . سمپاشی دربهار بعداز تشکیل گل انجام می شود.
توصیه: بهداشت باغ ؛ جمع آوری میوه های آلوده . هرس شاخه های آلوده
فتیله نارنجی(دارخور)
فتیله نارنجی(دارخور) Cytospora canker
بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب میباشد. هنگام حمله قارچ شاخههای مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار میگیرند. برگهای شاخهی آلوده پژمرده و سبز خشک میشوند و سپس فتیله(cirrhus) های نارنجی، زرد یا قهوهای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخهها ظاهر میشوند. براثر حمله قارچ، شاخهها و سرشاخهها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر میشود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری میشوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر میخشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث میشود.

عوامل بیماری گونههای مختلف جنس Cytospora میباشند. گونهها شامل:
1- Cytospora persoonii
2- C. juglandicola
3- C. juglandina
4- C. rubescens
5- C. ambiens
6- C. cincta
عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان میشوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها میگردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت میگیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد.)
کنترل
هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت میباشد.
درمورد مبارزه شیمیایی میتوان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش میباشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز میتوان استفاده کرد.
1- ترکیب بردو ------- 2درصد
2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار
3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار
4- بنومیل WP50% و یک در هزار
توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت میباشد.
سفیدک پودری هلو و شلیل
سفیدک پودری هلو و شلیل Peach powdery mildew
بیماری سفیدک سطحی یا سفیدک نمدی هلو اولین بار در ایران دراطراف تهران درسال 1326 توسط اسفندیاری گزارش شده است. معمولا درهرجا که هلو کشت میشود بیماری نیز دیده میشود. علاوه بر هلو به شلیل نیز حمله میکند. عامل بیماری قارچ Sphaerotheca pannosa var. Persica است. علت نامگذاری آن به پانوزا بواسطه تولید حالت نمدی است. قارچ انگل اجباری است و نمی توان آن را روی محیط کشت پرورش داد. این قارچ زمستان را به دو صورت ریسه درجوانه و بصورت کلیستوتیسیم میگذراند.

نشانههای بیماری روی برگ در ابتدا بصورت ایجاد لکههای سبز کمرنگ و یا مایل به قهوهای ودرنهایت تشکیل بافت نمدی است. برگهای پیر بندرت مورد حمله قارچ قرار میگیرند و مقاومند. خسارت بیماری در حالتی که به میوه حمله میکند فوقالاده زیاد است زیرا ارزش و بازار پسندی میوه بطور محسوس تقلیل مییابد. روی میوه لکهها گرد هستند. اگر میوه سبز باشد لکه سفیدرنگ و اگر میوه متمایل به قرمز رنگ باشد لکه زرد چرکین به نظر می رسد. قسمتهای لکهدار میوه سفت و سخت شده و از رشد طبیعی باز میماند. سرشاخههای مبتلا به قارچ باریک و ضعیف مانده وجوانههای آنها کوچک میشود.

کنترل بیماری
• کنترل مکانیکی: آبپاشی، باران، آب سردوگرم ، ازبین بردن غشای نمدی ازجمله اقداماتی است که درکاهش بیماری موثر است.
کنترل بیولوژیکی
قارچ عامل بیماری در مناطق مرطوب بوسیله تعدادی قارچهای هیپرپارازیت که مهمترین آنها Cicinobolus cesatii میباشد پارازیته شدهاند و ازبین می روند ویا لااقل کاهش مییابد.
• کنترل زراعی: حفظ حاصلخیزی خاک، هرس و واریتههای مقاوم(ارقام هلو مخملی، کاردی و حاج کاظمی نسبت به بیماری حساس و ارقام پائیزه مقاومند.)
کنترل شیمیایی
1- دینوکاپ(کاراتان) LC EC 35% و 1 درهزار
2- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 WP18.25% و 1 درهزار
3- سولفور(الوزان- کوزان) WP80-90% و 4-3 درهزار
4- بنومیل(بنلیت) WP 50% و 0.5 درهزار
توصیهها: بهترین زمان سمپاشی بعد از ریختن گلبرگها و تشکیل میوه است. درصورت لزوم 7-3 نوبت سمپاشی انجام میگیرد. نوبت اول سمپاشی مهم است و سمپاشیهای بعدی به فاصله 10 روز انجام میپذیرد.
سفیدک پودری انگور (سیاه بور)
سفیدک پودری انگور (سیاه بور) Grapevine powdery mildew
بیماری در مناطق مختلف ایران نامهای متفاوتی چون کفک (در رشت)، سیاه بور (اصفهان)، سفیدک (شیراز)، شته (کاشان) دارد. طبق بعضی ازشواهد و مدارک، اصلِ بیماری ازسرزمین ژاپن است. اولین بار قارچ عامل در سال 1834از امریکای شمالی گزارش شده است ولی بیماری درامریکا از اهمیت چندانی برخوردار نبود. بیماری برای اولین بار درسال 1845 درناحیه بریتانیای کبیر در گلخانههای Margate توسط باغبان انگلیسی به نام Tucker مشاهده شده است. شدیدترین اپیدمیهای آن مربوط به کشورهای اروپایی به خصوص کشور فرانسه، اسپانیا وایتالیا است که دربعضی ازسالها محصول تاکستانها را به کمتر از یک چهارم کاهش داده است. بیماری در ایران برای اولین بار درسالهای 51- 1250 در رضائیه مشاهده شده است. اکنون بیماری در تمام نقاط انگورخیز کشور دیده میشود.
عامل بیماری قارچ Uncinula necator است که میسلیوم قارچ کاملاً سطحی است و مواد غذایی خود را بوسیله هاستوریم(مکه) تأمین مینماید؛ همچنین این مکهها برای تثبیت قارچ درسطح نبات بکار میرود. زمستانگذرانی قارچ به صورت میسیلیوم درداخل جوانههاست. البته در مناطق سرد زمستانگذرانی بصورت پریتسیوم نیز میباشد.
شدت بیماری موقعی که جوانهها متراکمند یا رطوبت بالاست و جاهای که سایهدار است بیشتر است. در اثر حمله قارچ کیفیت و کمیت میوه کاهش یافته، همچنین باعث حساسیت درخت به سرما میشود. قارچ به میوه، برگ، خوشه، جوانه، پیچکها، دم میوه و شاخههای جوان حمله میکند. در اثر حمله پوششهای سفید و خاکستری روی اندامهای گیاه دیده میشود. در روی برگ لکههایی محدود را ایجاد میکند که در آخر فصل این لکهها نکروزه میگردند. حمله قارچ به غورهها به علت عدم تعادل فشار در قسمت داخلی و خارجی باعث ترکیدن میوه میگردد وپیش از آنکه غورهها به نصف اندازه حقیقی برسند میریزند. میوههای رسیده مورد حمله قارچ قرار نمیگیرند. خوشههای سفیدک زده کمی سیاه و سبک هستند. اگر بیماری هنگام گل و قبل از آن شدید شود گلها می ریزند و دانه تشکیل نمیشود. حبهها کوچک مانده و رشد نمیکنند و آبدار نمیشوند غالباً حبهها ترک خورده و می پوسند. سفیدک مو درشرایط خشک بدون ترک خوردن باعث زودرسی انگور میشود. درهوای مرطوب شکافها روی انگور یا غوره زود پیدا میشود.

کنترل
1- گوگرد میکرونیزه ---------- kg90- 60 در هکتار
مبارزه با گوگرد در 3 نوبت انجام میشود. نوبت اول در 7- 6 برگی جوانهها به میزان 15-10 کیلوگرم. نوبت دوم بعد از ریختن گلبرگها و بسته شدن دانه به میزان 30-20 کیلوگرم و نوبت سوم 20-15 روز بعد به میزان 40-30 کیلو، در صورت انبوهی تاکستان تا 60 کیلوگرم قابل افزایش است.
2- سولفور(الوزان- کوزان) wp80-90 % و 4-3 درهزار
3- دینوکاپ(کاراتان) FN-57 wp 18.25 % و 1 درهزار
4- پنکونازول(توپاز) EW 20 % و 0.125 درهزار
5- هگزاکونازول(انویل) SC 5 % و0.25 درهزار
6- نوآریمول(تریمیدال) EC 9 % 2/0 درهزار
توصیهها: دینوکاپ در نوبت اول که هوا خنکتر است مصرف شود و سولفور در نوبتهای بعدی که هوا گرمتر است. هرس سبز درختان مو و از بین بردن علفهای هرز ، جهت کاهش رطوبت و تهویه باغ در کاهش بیماری موثر است.
مگس میوه
مگس میوه Natal fruit fly Ceratitis rosa(Karsh) Diptera:Teph
اهمیت اقتصادی
این مگس بسیار پلی فاژ باعث خسارت به دامنه وسیعی از میوه های خانواده های مختلف می شود. این آفت در بسیاری از مناطق که همراه مگس مدیترانه ای بوده جانشین آن شده است.
اهمیت قرنطینه ای
این مگس علاوه بر حضور در لیست آفات و بیماریهای قرنطینه خارجی ایران در لیست آفات و بیماریهای قرنطینه خارجی EPPO به عنوان یک مگس میوه غیر اروپایی وجود دارد.و همچنین در لیست های JUNAC و OIRSA به عنوان آفت قرنطینه ای محسوب می شود. این آفت مانند مگس میوه شرقی می تواند در مناطق جنوبی EPPO مستقر شود و ممکن است به مناطق گرمسیری محدود شود که می تواند خطر مستقیم ایجاد کند. در بررسی های اخیر در مورد خطر گونه های Ceratitis sp. برای EPPO این مگس تنها آفت مهم دامنه وسیعی از درختان میوه است. برای کشورهای اروپایی در صورت وجود این مگس وضع قوانین سختگیرانه قرنطینه ای در مورد صادرات میوه لازم است .
میزبانها
این آفت بسیار پلی فاژ بوده و به درختان میوه: سیب، زردآلو، آووکادو، مرکبات، نانگی، گواوا، انجیر، انگور، لیچی، انبه، پاپایا، هلو، گلابی، آلو، به، و گوجه فرنگی حمله می کند.
لیست میزبانها
Citrus, Coffea (coffee), Averrhoa carambola (carambola), Capsicum frutescens (chilli), Carica papaya (papaw), Citrus aurantium (sour orange), Citrus reticulata (mandarin), Citrus sinensis (navel orange), Coffea arabica (coffee (arabica)), Cydonia oblonga (quince), Eugenia uniflora (surinam cherry), Ficus carica (fig), Garcinia mangostana (mangosteen), Lycopersicon esculentum (tomato), Malus pumila (apple), Manilkara zapota (sapodilla), Prunus armeniaca (apricot), Prunus domestica (damson), Psidium littorale (strawberry guava), Pyrus communis (European pear), Syzygium aqueum (watery rose-apple), Syzygium cumini (black plum), Syzygium jambos (rose apple), Syzygium malaccense (malay-apple), Terminalia catappa (Singapore almond), Theobroma cacao (cocoa), Ziziphus jujuba (common jujube), Psidium guajava (guava), Annona reticulata (bullock's heart), Eriobotrya japonica (loquat), Mangifera indica (mango), Persea americana (avocado), Prunus persica (peach), Vitis vinifera (grapevine), Carissa macrocarpa, Litchi chinensis (lichi).
مناطق انتشار
این آفت از ناحیه EPPO و اروپا گزارش نشده است.
آفریقا: آنگولا، اتیوپی، کنیا، مالاوی، مالی، موریتیوس، موزامبیک، نیجریه، رونیون، روآندا، آفرقای جنوبی، سوازیلند، تانزانیا، اوگاندا، زئیر، زامبیا و زیمباوه
مناطق انتشار Ceratitis rosa
علائم خسارت
محل تخمگذاری به صورت نقاطی روی میوه های مورد حمله مشاهده می شود.
شکل شناسی
این آفت مانند سایر گونه های Ceratitis sp. دارای بالهای نوار دار و سپرچه متورم است که دارای نقوش زرد و سیاه است. وجود نقش و خال خاکستری در قاعده سلولهای بال گونه هایCeratitis sp. را از سایر گونه های خانواده Tephritidae جدا می سازد.
بالغین
رنگ: نوارهای بال و رنگ عمومی بدن قهوه ای ، نوار Costal از زیر انتهای رگبال R1شروع شده و از رگبال عرضی Discal توسط ناحیه ای شفاف در انتهای R1 جدا می شود. قسمت نوک رگبال M توسط ناحیه Infuscate قطع نمی شود.
سر: جفت موی Orbital جلویی به هیچ وجه تغییر نیافته است.
سینه: سپر دارای نقوش سیاه و زرد با نوارها یا نواحی زرد رنگ که به حاشیه می رسند و هر موی نوک سپرچه ای((apical scutellar در قاعده یا چسبیده به نوارهای زرذ است. ران پای میانی در نرها بدون موی ستبر شکمی ، ساق پای میانی دارای ردیفهایی از موهای ستبر در نیمه انتهایی لبه های جلویی و عقبی است که سیمایی پر مانند به آن می دهد. طول بالها 6-4 میلیمتر است. نرهای بیشتر گونه های زیر جنس Pterandrus دارای ردیفهای از موهای ستبر روی لبه های عقبی و جلویی ساق پای میانی داشته و سیمایی پر مانند به آن می دهد. C.rosa از بیشتر افراد این زیر جنس بواسطه این خصوصیت و نداشتن موی ستبر روی سطح زیرین ران پای میانی قابل تشخیص است. نرهای زیر جنس Ceratitisهمچنین بدون پیوست های قاشقی در سر می باشد. متاسفانه روش ساده ای برای تشخیص ماده ها به جز گونه های Pterandrus-که دارای نوارهای بال و بدن عموما قهوه ای رنگ که در مقایسه با لکه های زرد رنگ C.capitataاست- وجود ندارد.
لیسه میوه
لیسه میوه
Yponomeuta padellus
(Lep.: Yponomeutidae)
درختان مورد حمله این لیسه شامل سیب، گوجه، زردآلو، قیسی، زالزالک، گلابی، ازگیل، به، آلو، بادام و برخی درختان غیر مثمر میباشد. تعداد خالهای لیسه سیب 25 تا 26 عدد ولی در لیسه میوه 30 عدد است که در 3 ردیف طولی قرار گرفتهاند. طرز زندگی و طرز خسارت آن شبیه لیسه سیب میباشد ولی اختلافات عمده که در زندگی ان دیده میشود به شرح زیر است:
1) پروانه لیسه میوه زودتر از لیسه سیب شروع به پرواز میکند.
2) در لیسه میوه، لاروها از زیر پولک زمستانه که بیرون آمدند به صورت مینوز داخل بافت پارانشیم برگ نمیشوند، بلکه در روی برگهای جوان پراکنده شده، مشغول بستن تار و تغذیه میگردند.
3) لاروهای لیسه میوه تک تک در قسمتهای مختلف درخت به خصوص بین برگها در پیله سفیدرنگ به شفیره تبدیل میشوند و پیلهها برخلاف لیسه سیب به طور متراکم در نزدیکی هم قرار ندارد (مبارزه مانند لیسه سیب میباشد).

کنترل شیمیایی
1) مالاتیون EC57% و 2در هزار
2) آزینفوس متیل(گوزاتیون) EC20% و 2درهزار
زمان مبارزه
پس از متورم شدن جوانه ها و درست قبل از باز شدن گلها
کنه تارتن انجیر
کنه تارتن انجیر
Eotetranychus hirsti
(Acari: Tetranychidae)
وجود کنه انجیر برای اولین بار در ایران در سال 1365 بوسیله دکتر دانشور روی انجیر از ورامین و گرمسار گزارش گردید. رنگ عمومی کنه، زرد روشن و در اواخر فصل به رنگ نارنجی در میآید. ماده بیضی شکل و نرها کشیده و کوچکتر از ماده و تخمها به رنگ روشن و کروی میباشد.

کنترل
رعایت اصول به زراعی و از بین بردن علفهای هرز
بنزوکسی میت(سیترازون) EC20% و 1 درهزار
پروپارژیت(اومایت) EC57% ،، ،، ،،
بروموپروپیلات(نئورون) EC25% ،، ،، ،،
فن پیروکسی میت(ارتوس) sc5% و 5/. در هزار
کرمهای شاخدار مو
کرمهای شاخدار مو
Theretra alecta
Pergesa elpenor
Celerio lineata
(Lep: Sphingidae
اطلاق کلمه شاخدار به این آفت به علت وجود زائده کم و بیش بلندیست که نزدیک به انتهای شکم لاروها در سطح پشتی دیده میشود و به نظر میرسد که نوعی وسیله دفاع باشد.
گونه اول پروانه نسبتاً بزرگ به رنگ آجری تیره بوده دارای بالهای پهن با نوارهای رنگین است. گونه دوم حدود 70 میلیمتر، زیتونی رنگ بوده و روی بالهای جلویی دو خط مورب تیره در نیمه انتهای بال دیده میشود. در بالهای عقبی یک نوار پهن سیاه در قاعده دیده میشود. در روی شکم سه نوار تیره دیده میشود که یکی در وسط و دو تای دیگر در طرفین قرار دارند. گونه سوم با بالهای باز حدد 60 میلیمتر، رنگ بالهای جلویی سبز مایل به بلوطی با نوارهای سفید مواج و طولی است. روی بندهای اولیه شکم نوارهای عرضی متناوب تیره روشن قرار دارد که در مجموع منظره شطرنجی به پشت شکم میدهد.
زیستشناسی
![]()
هر سه گونه زمستان را به صورت شفیرههای لخت در پناهگاهها و یا زیر خاک به سر میبرند. در بهار با گرم شدن هوا حشرات کامل ظاهر میشوند. حشرات کامل غروب پروازند و قبل از تخمریزی مدت قابل توجهی باید تغذیه کنند. حشرات ماه تخمهای خود را به طور انفرادی در زیر برگها قرا رمیدهند. تعداد تخم هر حشره ماده حدود 50 تا 100 ذکر شده است. این تخم به فاصله 10 تا 15 روز باز میشوند. لاروها پس از خروج از تخم از پارانشیم برگ شروع به تغذیه میکنند. لاروها در سنین بالا تغذیه شدید دارند و بیشتر در شبها فعالیت میکنند. وجود این حشرات به علت فضولات فراوانی که زیر بوتههای مو ریخته شده و نیز از روی برگهای خورده شده مشخص میشود.
این حشرات در شرایط آب و هوایی مختلف تا سه نسل ایجاد میکنند ولی به علت اندام درشت، جمعیت این حشرات به خوبی تحت کنترل قرار دارد.

کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella
کرم سرخ پنبه Pectinophora gossypiella
(Lep: Gelechiidae)
Pink cotton boll worm
معرفی آفت
این حشره اولین بار از هندوستان گزارش گردیده و در سایر کشورهای همجوار مانند پاکستان و افغانستان انتشار دارد. این آفت در نواحی جنوبی کشور (سیستان و بلوچستان) احتمالاً وجود دارد ولی گزارش دقیقی از آن در دسترس نیست.
زیست شناسی
زمستان را به صورت لارو سن آخر در داخل بذر به صورت دیاپوز بسر می برد. برخی اوقات زمستان را در زیر خاک می گذراند. گاهی اوقات لارو تا 2.5 سال در داخل بذر به صورت وقفه بسر می برد. در شرایط مساعد به شفیره و حشره کامل تبدیل می شود. انتشار این آفت بیشتر از طریق حمل بذرهای پنبه از کشوری به کشور دیگر صورت می گیرد. حشره ماده پس از جفت گیری تخمهای خود را به صورت دسته ای یا منفرد روی گیاهان خانوادة پنیرکیان Malva Ceae و مخصوصاً روی قوزه جوان قرار می دهد. 6-4 روز بعد لاروهای جوان بیرون آمده و از رگبرگها و قسمتهای داخلی قوزه و مغز پنبه دانه تغذیه می کنند. سه الی چهار هفته بعد رشد لارو کامل شده و مجدداً تبدیل به شفیره و پروانه می گردد. ممکن است تا چندین نسل در سال داشته باشد.

کنترل
رعایت موارد قرنطینه ای و اقدامات جدی برای جلوگیری از ورود بذر پنبه از کشورهای آلوده.
کرم خوشهخوار انگور
کرم خوشهخوار انگور 
Lobesia botrana
(Lep: Tortricidae)
در ایران فقط روی انگور گزارش شده است. در بهار لاروهای جوان نسل اول از جوانههای گل دهنده و غنچه تغذیه کرده و روی آنها را با تارهایی میپوشانند. در برخی موارد نیز از جوانههای شاخهزا تغذیه کرده و در نتیجه سبب خشکیدن گلها و جوانهها و ریزش آنها میگردند. لاروهای نسل دوم از گوشت غوره تغذیه مینمایند. بر اثر تغذیه پوست غوره منظره خاکی رنگی پیدا نموده، چروک برداشته و ح بهها میریزند. لاروهای نسل سوم از انگورهای رسیده تغذیه میکنند. ابتدا از گشت و سپس از پوستهای رسیده میخورند. محل فعالیت آفت بوسیله تارهایی روی خوشه مشخص میباشد. خوشههای آلوده مورد حمله انواع قارچها قرار گرفته خسارتهای ثانویه را بوجود میآورند. لاروهای نسل بعدی آفت حتی روی انگورهایی که برای تهیه کشمش اختصاص داده میشوند به انبار منتقل و در آنجا تا بهار سال آینده به سر میبرند. خسارت این آفت در کشت دیم روی انگور به مراتب کمتر از انگور کشت آبی میباشد و به همین جهت در اکثر مناطق دیم مبارزه با آفت معمول نمیباشد.
زیستشناسی
این آفت در منطقه شیراز (معتدله) دارای چهار نسل در سال میباشد. ظهور اولین پروانه در اوایل فروردین و اوج پرواز نسل اول آفت در اواخر فرویدن تا اوایل اردیبهشت میباشد. اوج پرواز نسل دوم تقریباً در دهه سوم خرداد، اوج پرواز نسل سوم در اواخر تیر تا اوایل مرداد و اوج پرواز نسل چهارم در اوایل شهریور میباشد. در منطقه سوریان آباده (سردسیر) آفت سه نسل در سال دارد. ظهور اولین پروانه در اوایل اردیبهشت، اوج پرواز نسل اول در اواسط تا اواخر اردیبهشت، اوج پرواز نسل دوم در اواسط تیر و بالاخره اوج پراز نسل سوم در اواخر مرداد تا اوایل شهریور میباشد. بیشترین خسارت مربوط به نسل سوم آفت است. بهترین زمان مبارزه بر علیه آفت یک هفته تا ده روز بعد از تشکیل اوج بروز نسل دوم میباشد. دوره جنینی 8 تا 10 روز، دوره لاروی 17 تا 18 روز و چهار سن لاروی دارد. دوره شفیرگی 7 تا 8 روز و دوره نشو و نما برای یک نسل 32 تا 36 روز طول میکشد. این آفت در اطراف تهران سه نسل در سال دارد. زمستان را به صورت شفیره در پیله سفید ابریشمی زیر پوست ساقه مو و در زیر برگهای ریخته شده موستان میگذراند. مادهها تخمهای خود را به صورت انفرادی روی بند خوشهها و حبهها قرار میدهند.
کنترل
1) انتخاب انواع موهایی که خوشه متراکم ندارند.
2) احداث باغ به صورت ردیفی و در روی داربست موازی، چون کرم خوشه خوار انگور اغلب به موستانهایی که فاقد داربست بوده و موها به شکل گسترده روی زمین یا پشتهها باشند، حمله مینماید.
3) هرس هر ساله مو برای جلوگیری از تجمع شاخههای اضافی، سوزاندن علفهای هرز و برگهای خشک در پاییز، شخم عمیق و استفاده از یخ آب زمستانه برای از بین بردن شفیرههای زمستان گذران
کنترل شیمیایی
نوبت اول سمپاشی در مرحله غنچه و قبل از باز شدن گلها. نوبت دوم زمان غوره و نوبت سوم در شروع آبدار شدن میوه
1) دیازینون WP40% و 1.5 درهزار
2) زولون EC35% ،، ،، ،،
3) تری کلروفن sp80% و 1.5 در هزار (دیپترکس)
4) دیازینون EC60% ،، ،، ،،
5) اتیون EC47% ،، ،، ،،
تغيير شكل مورچه شبيه ميوه خوراكي پرندهگان توسط انگل !
اخيراً دانشمندان نماتد انگلي در بدن مورچه در ناحية شكم يافتهاند كه با تغيير شكل ظاهر مورچهها به شكل ميوههاي قرمز شبيه گيلاس (red berry) مورد علاقة پرندهگان ميوهخوار، كه باعث انتقال اين نماتدها از جايي به جاي ديگر توسط مدفوع پرندةگان ميشوند.
نماتدها كرمهاي حلقوي هستند كه اغلب به صورت انگلي زندگي ميكنند.
این یافته عجیب را پروفسور Robert Dudley بیولوژیست برکلی دانشگاه کالیفرنیا انجام داده است.
بیماری پانامایی موز
پوسيدگيهاي انگور براثر عوامل ساپروفيتي يا پارازيتهاي ضعيف صورت ميگيرد كه در مراحل مختلف رشد به ميوه حمله ميكنند وباعث فساد آن ميشوند. عواملي چون Greenaria uvicola باعث پوسيدگي تلخ انگور(grape bitter rot) ميشود، Glomerella cingulata باعث پوسيدگي انگور رسيده (rip rot) ميشود كه معمولاً موقع برداشت محصول ديده ميشود. اين پوسيدگي به رنگ قرمز مايل به قهوهاي ديده ميشود. عواملي چون Guignardia bidwellii و Bortysphaeria obtusa باعث پوسيدگي سياه رنگِ برگ، ميوه و ساقهي مـــو ميشوند.
پوسيدگي خوشه (bunch rot) ناشي از Botryotinia fuckeliana (آنامورف: Botrytis cinerea) است كه در آن خوشهي انگور لهيده و روي آن پوشش خاكستري قارچ تشكيل ميشود. پوسيدگي خوشه ممكن است براثر Lasiodiplodia theobromae (Botrysphaeria rhodina) نيز بوجود آيد لكن در اين حالت پوسيدگي ابتدا قرمزرنگ و سپس سفيد است ونهايتاً ميوه موميايي ميشود.
كنترل پوسيدگيها:
جلوگيري از صدمه ديدن فيزيكي، شيميايي وحمله حشرات بخصوص در مراحل آخر رشد، همچنين انبار سريع ميوهها در دماي پايين و جداسازي ميوههاي آلوده در كاهش پوسيدگيها موثر است.
حشرات چگونه روي سقف و ديوار راه مي روند؟
راه رفتن به حالت وارونه نياز به نيروي چسبندگي همگن و ابزار مخصوصي به منظور مقابله با نيروي جاذبه دارد. پهناي بخش انتهايي پاهاي حشرات معمولا به اندازه اي است که فضاي لازم براي چسبيدن به سقف را براي آنها مهيا کند.
لايه چسبنده موجود در انتهاي پاي حشرات که با موهاي بسيار نازک و ريز پوشيده شده، پوليويلي (pulvilli) ناميده مي شود. نوک اين موها شبيه به کاردک و پهن تر از بقيه قسمت ها و به همين دليل شرايط لازم بهتري براي راه رفتن وارونه را فراهم مي کنند.
پيش از اين دانشمندان اعلام کرده بودند که انحناي اين موها باعث چسبيدن بهتر حشرات به سقف مي شود. در واقع آنها عقيده داشتند که اين موها يک ماده قندي چرب و چسبنده ترشح مي کنند.
مقاومت در برابر چسبندگي
يک تيم تحقيقاتي از انستيتوي مکس پلانک در کشور آلمان (Max Planck)، اخيرآ بر روي بيش از سيصد نوع حشره اي که روي سقف راه مي روند، مطالعاتي انجام داده است. نتايج بدست آمده نشان داد که کليه اين حشرات از خود رد پاهاي چسبناک باقي مي گذارند.
استانيسلاو گورب (Stanislav Gorb)، سرپرست تيم تحقيقاتي فوق در اين باره مي گويد :
"حدس ما اين است که اين حشرات ماده اي از خود تراوش مي کنند، اما هنوز در اين مورد به اطمينان صد در صد نرسيده ايم."
گورب نتيجه تخقيقات تيمش را در کنفرانس ساليانه انجمن آزمايش هاي زيست شناسي که در ماه آوريل برگزار شد، به اطلاع عموم رساند :
- درست است که حشرات براي راه رفتن روي سقف نياز به پاهايي چسبناک دارند، اما اين چسبندگي نبايد به حدي باشد که حشره گير کرده و نتواند به حرکت خود ادامه دهد. به همين دليل پاهاي حشرات داراي ناخن هايي است که به جدا کردن پاهاي چسبناک از ديوار يا سقف کمک مي کنند.
- حشرات براي جلوگيري از چسبيدن به سقف روش هاي متفاوتي از قبيل چرخيدن، فشار دادن و جدا کردن پاهايشان به کار مي برند.
ترکيب منحني وار نوک موها با مايع روغني، به حشره کمک مي کند تا در حالت وارونه نيز بتواند در جهت صحييح قدم بردارد.
ربات ها در تعقيب حشرات !
ربات ها نيز به زودي به دنبال رد پاي حشرات، از ديوار بالا خواهند رفت.
تيم تحقيقاتي گورب، به منظور طراحي ربات هايي که قادر به تقليد از رد پاي حشرات باشند، گروهي از متخصصان ربات را به همکاري گرفتند.
دانشمندان در فسمت انتهايي پاي هر يک از ربات ها، براي شبيه سازي پاهاي حشرات، يک ماده مصنوعي چسبناک و خزدار وصل نمودند. اين ربات ها طوري طراحي شده بودند که مانند يک حشره واقعي قادر به جدا کردن پاهايشان از ديوار شيشه اي تعبيه شده به همين منظور نيز بودند.
يکي از مهندسان مکانيک عضو گروه در اين باره مي گويد : "اين اولين باري است که يک ربات با تقليد از يک حيوان، از سطح شيشه اي بالا مي رود ."
مهاجرت سنجاقک ها
تحقيقات اخير نشان مي دهد که سنجاقک ها مي توانند مسيرهاي طولاني را همچون پرندگان مهاجرت کنند.
محققيني که سنجاقک ها را توسط امواج راديويي با هواپيما دنبال کرده اند دريافتند که شباهت بسيار زيادي بين مهاجرت پرندگان و سنجاقک ها وجود دارد. به نظر مي رسد اين حشرات در بدن خود ذخيره چربي ساخته و منتظر وزش باد مناسب براي پرواز مي شوند. درطول سفر استراحت کرده و درصورت گم کردن مسير آن را دوباره جهت يابي مي کنند. آنها دقيقا همان مسير پرندگان را براي مهاجرت مي پيمايند. هر سنجاقک مي تواند بطور متوسط روزانه حدود 160 کيلومتر پرواز کند.
مارتين ميکو لسکي پرفسور زيست شناس دانشگاه پرينستون نيوجرسي سرپرستي اين تحقيق را به عهده داشت. اين گروه تحقيقاتي مطالعات خود را برروي سنجاقک هاي سبز که يک گونه از سنجاقک هاي مهاجر هستند و در هر تابستان به طرف شمال آمريکا و کانادا و در هر پائيز به طرف جنوب مهاجرت ميکنند آغاز کرد.
اين حشرات توسط فرستنده هاي بسيار کوچکي که که حدود سه دهم گرم وزن داشتند و با چسب به آنها وصل شده بود دنبال مي شدند. اين تيم تحقيقاتي چهارده سنجاقک را در طول دوازده روز توسط هواپيما دنبال کردند و دريافتند که اعمال و رفتار آنان در طول سفر شبيه پرندگان مهاجر مي باشد.
حشراتي که مسير خود را گم ميکنند به اشتباه خود پي برده و سريعا دوباره جهت يابي کرده و راه اصلي را دنبال ميکنند. محققين معتقدند که اين حشرات احتمالا خط ساحلي دريا را راهنماي پرواز خود قرار مي دهند و در کنار ساحل و يا خط الراس کوهها گرد هم جمع مي شوند و با استفاده از قطب نماي مغناطيستي که در بدنشان وجود دارد مسير را رهيابي ميکنند.
مهاجرت سنجاقکها بر خلاف پرندگان يکطرفه است و اين بدين معناست که فرزندان سنجاقک هايي که در پاييز به سمت جنوب حرکت کرده اند در بهار به سمت شمال سفر مي کنند؛ و سرانجام اينکه از ميان 2500 گونه از اين حشرات تنها 50 نوع آن همانند پرندگان به مهاجرت مي پردازند و رازعلت سفر طولاني آنها تا کنون ناشناخته مانده است.
روشهاي مختلف تکثير گياهان
تکثير عبارتست از افزايش تعداد گياهان با حفظ خصوصيات مورد نظر. بطور کلي در عالم گياهي تکثير به دو شکل کلي دستهبندي ميشود.
طريق مختلف تكثير
1- مستقيم يا جنسي ***ual Propagation
2- غير مستقيم يا رويشي Vegetative Propagation
تکثير مستقيم ***ual Propagation
تکثير مستقيم بيشتر بعنوان تکثير بذري شناخته شده است. اساس کار در اين روش استفاده از بذر گياه است. بذر يا Seed از ترکيب دانههاي گرده گلهاي نر و خامه گلهاي ماده بوجود ميآيند كه به دو شكل هموزيگوت و هتروزيگوت وجود دارند. بعد از اين ترکيب چنانچه گرده و مادگي از يک جنس باشند بذر حاصل را بذر همگن يا اصطلاحاً Homozygot مينامند و چنانچه بذر بدست آمده از آميزش دانههاي گرده غير از گياه مادر باشد بذر حاصل را ناهمگن يا اصطلاحاً Heterozygot گويند. معمولاً اين روش براي گياهاني كه ناهمگني يا Heterozygot دارند (مثل گلهاي يك ساله كه نياز به تنوع و چند رنگي بيشتري دارند) از ديدگاه توليد كننده بهتر است. همچنين در جاييكه اين روش مقرون به صرفه است (مثلاً در گياهاني كه تكثير به روش غير بذري مدت زمان طولاني ميگيرد) استفاده ميشود.
مزاياي بذر کاري
1) ارزانتر بودن نسبت به روش غير جنسي؛
2) انبار كردن بذر به مدت طولاني؛
3) كنترل بيماريهاي ويروسي.
ميتوان بذر را براي مدت طولاني در انبار نگهداري کرد بدون آنکه آسيبي به وضعيت رويشي و ژنتيکي آن وارد شود. همچنين از آنجا که بيماريهاي ويروسي عموماً بوسيله بذر انتقال پيدا نميکنند لذا تکثير بذري راه مطمئن براي کنترل بيماريهاي ويروسي است.
معايب کشت و کار با بذر
1) به علت تفرقه صفات، يكنواختي لازم وجود ندارد؛
2) دوره نو نهالي طولانيتر است؛
3) كيفيت اوليه بذر از بين ميرود.
براي آن دسته از گياهان که نياز به يکنواختي دارند روش بذر کاري براي تکثير آنها مشکل آفرين است. همچنين در بعضي از گياهاني كه زمان لازم براي بلوغ و به گل رفتن گياه طولاني است، هزينه زيادي دارد. مثلاً زمان لازم براي درخت گلابي حداقل 7 تا 8 سال است تا يک پايه بذري به درخت ميوه تبديل شود.
روشهاي بذركاري
بذر کاري به دو روش مستقيم و نشا کاري انجام ميشود. روش مستقيم براي بذرهايي با اندازه متوسط عملي است که رويش آنها با مشکل زيادي همراه نيست. گل آحار و جعفري به روش مستقيم بذركاري ميشوند. تعداد زيادي از بذرهاي گياهان زينتي نياز به نشا کاري دارند. در روش نشا کاري ابتدا بذرها را در يک جعبه کشت يا گلدان نشا کشت ميکنيم. بعد از اينکه اندازه گياهان و نشاها به حد معيني رسيد و معمولاً اين حد يک اندازه 4 تا 6 برگه است آنوقت گياهان را به محل اصلي انتقال ميدهيم.
نكات لازم در روش بذر کاري
1- آماده سازي بذر قبل از بذركاري؛ آماده کردن بذرهاي معمولي کار مشكلي نيست کافي است بذر تازه، کاملاً يکنواخت و فاقد هر گونه بذر علفهاي هرز يا گياهان ديگر در اختيار داشته باشيم.
2- تيمار قبل از كشت؛ گاهي براي اينکه بذر بعضي از گياهان سبز شود قبل از رويش يا کشت بذر بايد عملياتي را بر روي آنها انجام دهيم تا بذرها را براي جوانه زدن آماده کنيم و اصطلاحاً به آن تيمارهاي قبل از کشت ميگويند.
كشت بذر (تيمارهاي قبل از كشت)
عمليات قبل از كشت بذر را تيمارهاي قبل از كاشت ميگويند.
الف) خيساندن بذرها؛
ب) رفع سرما Stratification ؛ اين اصطلاح براي آن دسته از بذرها استفاده ميشود که براي رويش نياز به يک دوره سرما دهي دارند يعني اگر يک دوره سرما را طي نکنند قادر به جوانه زدن نيستند.
ج) نرم كردن پوستهاي سخت گياهان به وسيله اسيد سولفوريك؛ پوستهاي بسيار سخت بعضي از گياهان تا نرم نشوند قادر به جوانه زني نخواهند بود.
بسته به نوع گياه و نياز ما روش تكثير جنسي يا غير جنسي را انتخاب ميكنيم. اگر نياز به گياهان يكدست و يكنواخت داريم از تكثير غير جنسي استفاده ميكنيم. اما بيشتر براي گياهان فضاي سبز از روش تكثير بذري استفاده ميشود.
همچنين بسته به نوع بذر (ريزي و درشتي بذر) نوع كاشت فرق ميكند. بذرهاي ريز اطلسي را ابتدا با خاك خيلي سبك مخلوط نموده و سپس در سطح خاك گلدان مورد نظر پخش ميكنيم. از آنجا كه پوشش روي بذر نيز به اندازهي بذر بستگي دارد، حدود نيم سانتيمتر خاك روي بذرها ريخته و آبياري نيز با احتياط انجام ميگيرد. هنگاميكه بذرها رشد كرده و 4 برگي شدند گياه به گلدان اصلي منتقل ميشود. بذرهاي هميشه بهار درشت هستند و به فواصل معين در گلدان كاشته ميشوند و روي آنها را با خاك بيشتري (حدود 2- 5/1 سانتيمتر) ميپوشانيم و آب ميدهيم
چگونگی جلوگیری از مسمومیت افتکش و در مان ان
چگونگي مسمويت با آفتكشها
مواد شيميائي سمي مي توانند موجب آسيب زدن يا مرگ افراد در اثر دخالت در وظايف بيو شيميائي و فيزيولوژيكي بدن آنها گردند. آفتكش ها مي توانند از طريق پوست ، دهان ، بيني ، چشم و از طريق تزريق تصادفي وارد بدن شوند. جذب پوستي محتمل ترين راه براي ورود آفتكش به داخل بدن مي باشد. خطر جذب پوستي هنگامي بسيار زياد است كه هوا گرم و مرطوب باشد و پوست در اثر عرق كردن خيس شده باشد. ماهيت و شدت آسيب بستگي به سميت ماده شيميائي و مقدار سم وارده شده به بدن دارد. برخي افتكش ها بسيار سمي هستند و موجب مسموميت در مقادير خيلي كم مي شوند بطوريكه فقط چند قطره از آنها مي توانند سبب مريضي شديد يا مرگ گردد.
سطح خطر حاد ماده موثره افتكش با استفاده از گروه بندي سموم با عنوان علامت يا سيگنال مشخص مي شود. موادي با سميت خيلي پائين عنوان علامت ندارندو در گروه بندي نيستند. افتكش هايي با بر چسب سم "خطر ناك" ( گروه 7 ) سميت بالا تا خيلي بالا را دارند. محصولاتي با بر چسب سم داراي" خطر"( گروه 6 ) سميت متوسط دارند. بر چسب محصولاتي با عنوان" احتياط" سميت كمي دارند. هميشه لباس حفاظتي طبق دستورات بر چسب هنگام حمل نقل و استفاده از آفتكش ها بپوشيد. در مورد برخي از آفتكش ها كه در فهرست سموم نيستند، بهر حال پوشش حفاظتي لازم مي باشد.
اثرات مسموميت
معمولا افتكش مورد استفاده در كشاورزي ممكن است متعلق به گروه هاي شيميائي اورگانوفسفات و كاربامات از قبيل سوپر اسيد، دورسبان ، سوين باشند. پس از جذب شدن در بدن ، اين آفتكش ها آنزيم هاي كلين استراز بدن را غير فعال مي سازند، تشنج هاي عصبي و فعاليت بيش از حد برخي غدد روي مي دهد و در نتيجه موجب علائم مختلف و متغير مي شوند. علائم اوليه شامل سردرد، عرق كردن ، خستگي ، گيجي ،تارديدن ، حالت تهوع ، استفراغ ، دردهاي شكمي ، و اسهال مي باشد. علائم آشكارتر مسموميت بيحسي، سفت شدن قفسه سينه، تغييرات در ضربان قلب ، ضعف عمومي ماهيچه ، مشكل در راه رفتن ، كوچك شدن مردمك چشم، بزاق آوري زياد ، و افزايش شدت علائم اوليه هستند. نشانه هاي اوليه مسموميت حاد اورگانو فسفات و كاربامات ها در مدت چند دقيقه يا چند ساعت پس از قرار گرفتن در معرض آنها ظاهر مي گردد. مسموميت شديد ممكن است منجر به تشنج ها و بيهوشي گردد كه مي تواند به سمت مرگ سوق دهد.
بيشتر علائم مسموميت سم برگشت پذير هستند و موجب آسيب دائمي در بلند مدت نمي شوند. بهر حال ، برخي اثرات سميت سبب خسارت غير قابل برگشت مي شوند. مسموميت حاد با يكبار قرار گرفتن شخص در معرض سم هنگام پاشيدن يا سمپاشي تصادفي يا بلعيدن آفتكش اتفاق مي افتد. علائم مشهود بلافاصله ظاهر مي شوند و نياز به درمان اضطراري دارد. مسموميت تجمي با چند بار قرار گرفتن در معرض دوزهاي كم آفتكش در يك مدت زمان طولاني اتفاق مي افتد . اين نوع مسموميت تدريجي است چون سطح سم به كندي افزايش مي يابد و هنگامي علائم ظاهر ميگرددكه سطوح سم به اندازه كافي بالا برود . آفتكش ها نيز مي توانند سبب سوزش در پوست و چشم ها گردند و موجب تحريك واكنش هاي آلرژي زا شوند. مسموميت هاي جدي اورگانو فسفات ها و كاربامات نياز به درمان با آتروپين دارند. آتروپين يك پادزهر بسيار خوبي است وقتي توسط دكتر داخل وريد تزريق گردد.
احتياطات آفتكش
از فروشندگان سم اطاعات در مورد آفتكش ها با جزئيات بيشتر در موارد حمل ونقل ، انبار داري ، روش هاي اضطراري، اثرات بهداشتي و كمك هاي اوليه بدست آوريد. قبل از كاربرد افتكش ، هميشه بر چسب آن را در مورد سميت و روش هاي توصيه شده ايمني و كمك هاي اوليه كنترل كنيد. اگر مجبور شديد به تنهايي سمپاشي را انجام دهيد، هميشه به يك نفر ديگر بگوئيد كه مي خواهيد سمپاشي كنيد و اين عمل چه مدت طول مي كشد. ظروف افتكش را در داخل كابين كاميون يا در قسمت سرنشين اتومبيل حمل نكنيد. ظروف سم را در يك محل محفوظ يا قسمت جداگانه قرار دهيد.
هنگام مخلوط كردن و كاربرد افتكش ها و هنگام واردشدن يا كار كردن در محيط سمپاشي شده دقت زيادي كنيد ، چون خطر مسموميت در اين زمان ها خيلي زياد است . زمان ورود به مزرعه يا باغ را پس از سمپاشي طبق بر چسب افتكش رعايت نمائيد. اين دوره تا زماني طول مي كشد كه تمام محل سمپاشي خشك شده ،سموم رسوب كرده يا بخارها پراكنده شده باشند . مسموميت ممكن است با تنفس ذرات افتكش ( مانند داخل گلخانه ها ) يا معمولا خيلي زود پس از سمپاشي وارد مزرعه شوند اتفاق بيفتد. هيچ كار دستي در مزرعه سمپاشي شده بدون پوشش حفاظتي تا انقضاي دوره ورود مجدد نبايستي انجام شود.
ماشين آلات نيز در دوره ورود مجدد نبايستي وارد منطقه سمپاشي شده شوند. اگر هشدارهاي بر چسب در دسترس نباشد بهتر است در مورد آفتكش هاي گروه 6 حداقل به مدت 24 ساعت بعد از سمپاشي و در مورد افتكش هاي گروه 7 مدت 48 ساعت انتظار كشيد . انتظار 48 ساعت در مورد آفتكش هاي گروه 6 با فرمولاسيون پودر و تابل توصيه شده است وچون عمليات زراعي مستلزم تماس با شاخه و برگ سمپاشي شده مي باشد.
انجام منظم آزمونهاي خون و ادرار
در مورد برخي افتكش ها ، اكنون آزمونهايي وجود دارد. آزمونهاي اورگانوفسفات مسموميت را مشخص مي كنند و نشان مي دهند كه آيا پوشش حفاظتي و اقدامات ايمني هنگام سروكار داشتن و استفاده از افتكش ها كافي هستند. بايستي آزمون ها را قبل از سروكار داشتن يا سمپاشي افتكش ها انجام دهيد اين آزمون معياري در مورد آزمون هاي بعمل آمده بعد از عمليات سمپاشي خواهد شد. اين معيار ضروري مي باشد تا نتايج آزمونهاي بعدي را بتوان به طور صحيح تفسير نمود. قسمتي ازوسايل كمك اوليه صابون ، حوله تميزو 20 ليتر آب تميز مي باشد. بر چسب آفتكش ها را در مورد اجراي روش هاي كمك اوليه با دقت بخوانيد . در صورت پاشيدن شدن سم روي پوست بدن بلافاصله آن محل را چند بار با صابون و آب تميز بشوريد.
منبع مورداستفاده :
1-Jame,Leigh.2003.How to prevent and treat pesticide poisoning. NSW Agriculture.

انگور
Grape Seed Extract
انسان در طول هزاران سال از انگور استفاده كرده است. قدمت مصرف انگور به عصر برنز بر مي گردد. شاعر يوناني به نام هومر كه حدود 700 سال قبل از ميلاد مسيح ميزيسته است از شراب تهيه شده از انگور سخن گفته است. از اين ميوه در انجيل هم نام برده شده است و گورها و آثار باستاني مصري علايمي از انگور را روي خود دارند. انسان از انگور استفاده هاي ديگري غير از خوردن يا تبديل آن به شراب و آب انگور كرده است. كارشناسان طب سنتي اروپا صدها سال پيش پمادي را از شيرة موجود در ساقه انگور براي درمان بيماريهاي پوست و چشم تهيه كردند. برگهاي اين گياه خاصيت قابض و انعقادي دارند، بدين معنا كه از آنها براي انعقاد خون، درمان التهاب و درد نظير درد بواسير استفاده شده است. انگور كال (نرسيده) در درمان انواع گلودرد ها و انگور خشك يا كشمش در درمان بيماريهاي تحليل برنده، يبوست و تشنگي مؤثر بوده است. اما انگورهاي گرد رسيده و شيرين داراي تمامي خواص است و در درمان سرطان. وبا، آبله، تهوع، عفونتهاي چشم و بيماريهاي پوست، كليه و كبد مورد استفاده قرار گرفته است.
معرفي گياه
انواع انگور بومي قاره آسيا در مجاورت درياي خزر است، اما به آمريكاي شمالي و اروپا نيز انتقال يافته است، يعني مهاجرين به اروپا انواع انگور را در دهه هاي 1600 به آمريكاي شمالي انتقال دادند. درخت انگور داراي برگهاي دشت و كنگره دار بوده و پوسته ريشه آن كنده ميشود. ميوه انگور مي تواند سبز، قرمز يا ارغواني رنگ باشد.
تركيبات گياه
امروزه ما بنا به علاقه به انگور يا كشمش، آنها را مصرف مي كنيم و به همين دليل شراب يا آب انگور نيز مصرف ميشود. اما در سال 1970 يك بيوشيميست فرانسوي ا تخم (دانه) انگور ماده اي را استخراج كرد كه در بهبود جريان خون مؤثر بود. اين ماده "اليگومريك پروآنتوسيانيدين OPC" ناميده ميشود. اين ماده سبب كاهش ميزان التهاب ميشود و حتي از بيماري قلبي نيز پيشگيري مي كند. اين ماده در زمره يكي از مواد موجود در آب انگور قرمز و شراب قرمز است كه خواص پيشگيرانه آن در قبال بيماري قلبي به اثبات رسيده است. انگور بنا به وجود اين ماده در آن امروزه نه تنها به خاطر فرآورده هاي غذايي و نوشيدني شناخته شده اش بلكه به عنوان منبع اينگونه عناصر فعال درماني اش كشت و پرورش داده ميشود. 'اليگومريك پروآنتوسيانيدين" اول و مهمتر از همه خاصيت ضد اكسيد دارد كه به بدن كمك مي كند تا حملاتي را كه نهايتاً سبب بيماري مي شوند (عوامل استعمال دخانيات و مواد شيميايي زيست محيطي)، دفع كند. اين نوع مواد از طيف گسترده دفع كنندگان فشار روحي متمايز هستند. ضد اكسيد كننده ها يا ژنهاي تطبيق شدني (آداپتوژنها)، همچنين از خستگي فيزيكي و روحي شما را رها و پس از رفع بيماري نيز شما را كمك مي كنند. هم ضداكسيدها و هم آداپتوژنها ما را كمك مي كنند تا حداقل از دو عامل بزرگ مرگ و مير به نام بيماري قلبي - عروقي و سرطان اجتناب ورزيم. خواص "ضد اكسيد"اليگومريك پروآنتوسيانيدين (OPC)"
مي تواند در پيشگيري از بيماري قلب - عروق نيز مؤثر واقع گردد. برخي تحقيقات به عمل آمده مؤيد اين است كه اين ماده مي تواند روند تشكيل پلاكها در رگها را كاهش دهد و در تشكيل و ترميم بافت آسيب ديده رگها مؤثر باشد.
اگر از سابقه خانوادگي ابتلا به بيماري قلبي- عروقي رنج مي بريد، مي توانيد مصرف اليگومريك پروآنتوسيانيدين را مدنظر قرار دهيد. نارسايي مزمن سياهرگها دليل ديگر مصرف اين ماده است كه در اين ميان مي توان به عوارضي نظير اختلال بينايي ناشي از نفروپاتي ديابتي يا دژنراسيون قرنيه اشاره داشت. اينگونه مصارف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين را تحقيقات كلينيكي نيز تأييد كرده است. كاربردهاي آتي اين ماده ممكن است مواردي نظير معالجه سندرم پيش قاعدگي و متوقف كردن التهاب صورت در پي عمل جراحي را نيز در بر گيرد. اين ماده در كاهش ميزان ناراحتي سينه و درد مفاصل و پاها كه گاهي در پي نسدرم پيش قاعدگي عارض ميشود مؤثر بوده است و مدت زمان بهبود از جراحي پلاستيك را كاهش داده است. خواص ضد توموري اين ماده نيز به اثبات رسيده است.
اشكال موجود
عصاره دانه انگور به صورت عصاره مايع يا در قالب انواع كپسول و قرص موجود است. براي اهداف درماني از فرآورده هاي استاندارد حاوي 95 درصد محتوي ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين استفاده كنيد.
نحوه مصرف
نتايج تحقيقات و آزمايشهاي باليني نشان مي دهد كه مادة اليگومريك پروآنتوسيانيدين موجود در دانه انگور در درمان مشكلات نابينايي و همچنين نارسايي مزمن سياهرگي و علايم آن، ميناي دندان و اختلالات جريان خون مؤثر واقع ميشود.
براي پيشگيري از پلاكهاي رگها، اختلالات بينايي و ساير حالات روزانه 50 ميلي گرم عصاره استاندراد آن گياه را مصرف كنيد.
براي درمان بيماري خاص، مصرف روزانه 150 تا 300 ميلي گرم توصيه ميشود ليكن از مصرف خوسرانه اجتناب ورزيد و با پزشك معالج خود مشورت كنيد.
نكات احتياطي
امروزه نكات احتياطي در مورد مصرف ماده اليگومريك پروآنتوسيانيدين به نظر نمي رسد. اين ماده خيلي سالم و بي خطر است.
تداخل هاي احتمالي
هيچگونه عارضه و تداخلي از مصرف ماده مذكور گزارش نشده است چون ماده مزبور خيلي جديد است و روي جريان خون و شريانهاي خوني اثر مي گذارد به طور مستند طيف وسيعي از بيماريها و تداخل گياه - دارو دور از انتظار نيست. سعي كنيد با پزشك معالج خود و پيشرفتهاي به عمل آمده در تحقيقات مربوط به عصاره انگور به ويژه در صورت ابتلا به ديابت يا ساير ناراحتيهاي جدي نظير تخريب قرنيه يا ورم لنفاوي در ارتباط باشيد.
بیماری های مهم گل رز در دنیا

رز اغلب ملكه ي گل ها ناميده مي شود و مشهورترين گياه باغي در دنياست. بدبختانه تعداد زيادي از رزها به تعدادي از بيماريهايي كه ارزش دورنماي آنها را كم مي كنند حساس هستند.
در ايالت كنكتيكوت معمول ترين بيماريهاي رز شامل لكه سياه ، سفيدك پودري ، سفيدك دروغي ، سوختگي بوتريتيس ،شانكر ،زنگ ،موزاييك گال طوقه و جراحت هاي زمستانه است.
سالانه شدت و پراكنش مشكلات با آبوهوا و منطقه و نوع رز تغيير مي كند.
مي توان از بسياري از بيماريهاي رز با استفاده از كشت مخلوطي از چند كشت ،بهداشت ،مقاوت بيولوژي و آفت كش ها اجتناب كرد يا آنها را كاهش داد.
براي مثال ، علاقه به باغ هاي قديمي رز بسيار مشهور است چون آنها به بسياري از بيماريها و زمستان سخت مقاوم هستند. با يكپارچه سازي درخواست ، اعتماد بر يك نوع كنترل كه بر ساير روشها كاهش دهنده است و معمولا نتيجه ي آن يك مديريت تاثير گذار بر بيماريهاست.
لكه سياه (Black spot) :
لكه سياه با قارچي به نام Diplocarpon rosae كه يكي از معمول ترين و مقاوم ترين بيماريهاي رز در ايالت كنكتيكوت است ايجاد مي شود.
آثار روي برگها شبيه دايره هايي با حاشيه هاي لبه دار تشخيص داده مي شود. اغلب اطراف اين نقطه ها هاله ي زرد رنگي وجود دارد. الودگي مي تواند در قسمت هاي زرد برگچه يا تمام برگ ها گسترده باشد.
برگهايي كه زرد شده اند زودتر از موعد مي ريزند ،به خصوص درمورد ارقام حساس .گياهاني كه در وسط فصل برگ زدايي كرده اند ضعيف هستند و دچار كاهش جايگاه شكوفه براي توليد گل مي شوند و كيفيت گل ها كاهش مي يابند و انها به تنش هاي محيطي حساس هستند ، به ويژه به خسارت هاي زمستانه . علائم مي توانند روي ساقه ها پيشرفت كنند.
به نظر مي رسد كه همچنان كه لكه هاي ارغواني رز تبديل به سياه مي شوند با گذشت زمان تبديل به تاول مي شوند.
وظيفه ي شانكر بقاي قارچ در طول زمستان روي منابع منابع مهم اينوكولوم براي آلودگي جديد در بهار است.
اغلب قارچ ها زمستانگذراني را در خواب هستند .ريزش برگها و گياهان به صورت آوار است. لكه سياه معمولا در آبو هواي مرطوب خيلي سخت است .
يكي از پيشنهادات براي مديريت لكه سياه استفاده از گياهان متنوع است. به هر حال از زمانيكه نژادهاي مختلف قارچ به وجود آمده اند اين است كه مقاوت مي تواند متنوع باشد.
بنابراين اين مهم است كه گياهان متنوع شناخته شده در برابر نژادهاي قارچ هايي كه در مناطق بخصوصي حاضر هستند مقاومت داشته باشند. برخي از ارقام مقاوم در برابر لكه سياه David Thompsom ،Coronado، Simplicity ، Las Vegas ، Cary Grant هستند .
لكه سياه مي تواند با برنامه هاي بهداشتي خوب كه شامل برداشت برگهاي آلوده اي كه طي دوره ي رشد ظاهر مي شوند و جمع كردن برگهاي ريخته شده در فصل پاييز است. بيمار يساقه مي تواند سلامتي چوب را در بهار قبل از شكستن جوانه ها كاهش دهد .
داشتن فضاي كافي بين گياهان به ما در مورد تضمين گردش هوا ي خوب كمك مي كند . اجتناب از آبياري باراني يا آبياري زود هنگام در روز تاثير گذار است يا موقعيت مساعد را براي پيشرفت بيماري كاهش مي دهد.
در ميان تركيبات موجود در ايالت كنكتيكوت تركيبات كاپتان ،تيفانات متيل ، كلروتالونيل ،fixed copper، تري فورين ،سولفور ،پتاسيم بي كربونيت و مانكوزب تائيد شده اند.
با مراجعه به برچسب آنها مي توانيم از دوز مصرفي و سلامتي آنها پيش آگاهي يابيم.
سفيدك پودري( powdery mildew) :
سفيدك پودري با قارچ Sphaerotheca pannos var. rosae ايجاد مي شود كه يكي از بيماريهاي معمول رز در حيات وحش است و به خصوص در رزهاي گلخانه اي مسئله ساز است. اين بيماري با رنگ سفيد كه به صورت پودري روي برگها ،شاخه ها و جوانه ها رشد مي كند تشخيص داده مي شود.
علائم بيماري به زودي به صورت كلروتيك يا مناطق قرمز يا زخم هايي روي برگهايي كه سرانجام روي آنها مشخصه ي سفيد رنگ پودري در حال پيشرفت است ظاهر مي شود.
اين ويژگي پودري و سفيد معمولا روي سطح روي برگها ديده مي شود ،اما اين مي تواند در هر دو سطح رويي و زيري برگ اتفاق بيفتد.
وقتي ساقه هاي جوان الوده مي شوند ممكن است ساقه ها كج و كوله و پيچ خورده شوند .برگ هاي جوان ممكن است به طرف بالا پيچ بخورند و ممكن است بد شكل شوند.
شكوفه هاي آلوده به سفيدك پودري اغلب قبل از با شدن مي افتند. سفيدك پودري مي تواند تحت شرايط خشكي در بهار يا نيمه يتابستان به مدتي كههوا گرم يا نمناك است پيشرفت كند.
بر عكس ساير قارچ ها كه به آب زيادي احتياج دارند ،سفيدك پودري به رطوبت زيادي در بافت براي ايجاد آولدگي نياز ندارد.
اين قارچ اندامي براي زمستانگذراني توليد مي كند كه كوچك ،سياه و مل فلفل است به نام كليستوتسيوم.
وظيفه ي اين اندام زمستانگذراني است كه به اين قارچ اجازه مي دهد در غياب گياه ميزبان مناسب بقا داشته باشد.
كليستوتسيوم در گياهاني كه ريخته شده اند و اغلب منابع اينوكولوم اوليه در بهار هستند قرار مي گيرد.
سفيدك پودري ميي تواند در زمستان به صورت هيف يا ريسه هاي قارچي در جوانه هاي آلوده زمستان گذراني كند.
يكي از پيشنهاد ها براي مديريت سفيدك پودري استفاده از گياهان مقاوم متنوع است .به هر حال ،از ان جايي كه مقاومت مي تواند متنوع باشد چون نژادهاي زيادي از سفيدك پودري وجود دارد ، اين مهم ات كه گياهان متنوع شناخته شده در يك منطقه مقاوم باشند.
برخي از ارقام مقاوم به سفيدك پودري شامل : Tropicana،Double Delight ، Sonia ،Queen Elizabeth است.
سفيدك پودر ي ممكن است با يك برنامه ي بهداشتي كه شامل كندن برگهاي علائم دار كه زود ظاهر شده اند است كاهش يابد.
براي جلوگيري از انتشار اسپورهاي سفيدك پودري روي ساير گياهان، برگها را بايد كند و سريعا داخل يكسري كيسه ي پلاستيكي قرار داد و به جاي ديگري برد.
داشتن يك فضاي مناسب بين گياهان براي تضمين جريان هواي خوب و كاهش سطح رطوبت كمك مي كند.
قارچ كش ها مي توانند مكمل ساير روش هاي كنترلي سفيدك پودري باشند.
در ميان تركيبات ثبت شده در ايالت كنكتيكوت thiophanat methyl,chlorothalonil,rtiforne,triadimefon,potassium bicarbonate sulfur,horticultural oil وجود دارند.
منابع:
http://hgic.clemson.edu
http://www.caes.state.ct.us/Default.htm
http://www.olyrose.org/index.html
http://www.rosemagazine.com
يکي از آفات مهم در کشت گوجه فرنگي گلخانه ای

آبدزک (Gryllotalpa – Gryllotalpa.l )
آبدزک از راسته راست بالان از خانواده Gryllotapidae است. آبدزک از ريشه و طوقه عده زيادي از گياهان زراعي و در ميان صيفي جات بخصوص از ريشه و طوقه گوجه فرنگي و حتي گياهان زينتي و چمن, تغذيه مي کند. در زمين هاي نرم شخم خورده و کود داده شده دالان هايي حفر مي کند که در خارج به صورت برآمدگي هاي روي سطح زمين ديده مي شود و چون از اين طريق باعث انحراف آب از نهر اصلي مي گردد, به فارسي آبدزک ناميده مي شود.
حشره کامل به طول 60 ـ50 سانتي متر به رنگ قهوه اي و رنگ زير شکم آن روشن تر است. تخم هاي اين حشره به رنگ شيري بوده و بيضي شکل هستند و طول آن به 4ـ3 ميليمتر مي رسد. اين حشره زمستان را به صورت پوره يا حشره کامل در خاک به سر برده و در بهار و پس از جفت گيري در خاک, تخم ريزي مي کند.
اين آفت در سال يک نسل دارد. ضدعفوني خاک گلخانه پيش از کشت يکي از راه هاي موثر انهدام تخم ها و پوره هاي اين آفت بوده و براي مبارزه شيميايي, عمدتاً بايستي از طريق تهيه و توزيع طعمه مسموم در گلخانه اقدام کرد. براي اين منظور بايستي 5 گرم فسفر دو زنگ را با صد گرم خورده برنج و يا خورده گندم يا خورده ذرت به همراه cc 20 آب مخلوط نموده در هر متر مربع گلخانه 5 گرم از آن را پخش نمود. همچنين از سموم آلدرين و دي لدرين نيز به جاي فسفر دو زنگ به نسبت هاي 1 تا 2 در هزار مي توان استفاده کرد. عمل طعمه پاشي بايد به هنگام غروب انجام شود چرا که اين حشره هنگام غروب و شب از خاک بيرون مي آيد. تقارن عمليات سمپاشي با زمان آبياري بوته ها که طبق يک برنامه متناوب به صورت منظم انجام مي شود, نتيجه بهتري در پي خواهد داشت چرا که تعداد حشرات بيشتري در اثر آبياري از خاک بيرون مي آيد.
مهمترين بيماريهاي برنج
از مهمترين بيماريهاي برنج ، به بلاست برنج ( Blast ) اشاره ميگردد كه معمولا“ بعلت انتشار وسيع و تاثير مخربش در شرايط مناسب ، بيماري اصلي برنج بشمار مي آيد كه به عملكرد محصول خسارت قابل توجهي وارد مي سازد .
علايم اوليه بيماري بلاست بستگي به شرايط اقليمي دارد . در نواحي معتدل كه دوران بارانهاي ريز و يا بارندگي خفيف طولاني مي باشد ، بلاست برنج در مرحله پنجه زدن شديد بوده و اغلب بوته ها مي ميرند .بررسيهاي اوليه انجام شده در اداره تحقيقات هواشناسي كشاورزي رشت گوياي اين مطلب مي باشد كه چنانچه 5 روز متوالي رطوبت نسبي هوا از 70% بيشتر و دما بين 25 تا 35 درجه سانتيگراد و ابرناكي بيشتر از 8/6 باشد ، شرايط مساعدي براي طغيان اين بيماري فراهم ميگردد .
بهترين متد مبارزه با اين بيماري ايجاد سيستم پيش آگاهي است كه نقش ادارات تحقيقات هواشناسي كشور در مناطق كشت اين محصول در اين سيستم كاملا“ شاخص است .
ساير بيماريهاي برنج شامل : لك قهوه اي برنج ، بيماري پوسيدگي طوقه ، بيماري سوختگي غلاف برگ ، بيماري پوسيدگي ساقه ، سياهك برنج در درجات بعدي اهميت مي باشند .
مهمترين آفات برنج در ایران
كرم ساقه خوار برنج كه بعنوان يكي از خطرناكترين آفات برنج در دنيا بشمار مي آيد ، در زمستان بصورت لار و كامل در داخل ساقه هاي خشك برنج و يا علفهاي هرز اطراف مزرعه بسر مي برد و در حدود اوايل ارديبهشت ، هنگاميكه حداقل دماي هوا ، 10 درجه سانتيگراد باشد ، شفيره ها در داخل ساقه هاي باقيمانده برنج سال قبل و يا علفهاي هرز مزرعه ، در اطراف سوراخهاي ايجاد شده توسط لاروها ، تشكيل ميگردد .
در حدود بيستم ارديبهشت ماه ، اولين پروانه ها ظاهر ميشوند كه در اواسط خرداد به حداكثر خود مي رسند . عمر پروانه ها ، حداكثر يك هفته است و در اين مدت بطور متوسط 230 عدد تخم توسط هر پروانه گذرانده ميشود . تفريخ تخمها در دماي حداقل 10 تا 12 درجه سانتيگراد بمدت 5 تا 11 روز بسته به دماي محيط انجام مي گيرد . اين كرم در طول سال 2 تا 3 نسل دارد و از زمان نشاء كاري تا هنگام برداشت برنج در مزارع فعاليت زيستي دارد . خسارات وارده طي نسلهاي دوم و سوم بيشتر است .
امروزه با كرم ساقه خوار برنج به سه طريق، زراعي ، شيميايي وبيولوژيك مبارزه ميشود از راههاي اساسي براي مبارزه با اين آفت ، ايجاد شبكه مراقبت و پيش آگاهي با استفاده از اطلاعات جوي است كه كمتر مورد توجه قرار گرفته است ، در صورتيكه ثابت شده است ، مراحل سيكل دگرديسي اين آفت ، همبستگي بالايي را با دما و ساير پارامترهاي جوي دارد .
در مبارزه بيولوژيك ، از زنبور تريكو گراما براي پارازيته كردن تخم پروانه ساقه خوار برنج استفاده ميشود كه نحوه و زمان فعاليت اين زنبور نيز تابعي از شرايط جوي بويژه دما مي باشد .
ساير آفات برنج شامل شب پره يك نقطه اي برنج ، سرخوطومي برنج ، زنجره برنج ، كرم برگخوار برنج ومگس خزانه برنج مي باشند .
منبع: www.iran-rice.com
اثرات سم هاي بوپروفزين و پيري پروكسي فن روی ژارامترهای تولید مثلی
سم فنپروپاترين به طور معني داي ميانگين طول عمر حشرات (5.3 روز) را نسبت به شاهد (9.7 روز) كاهش داد، در حالي كه سم هاي بوپروفزين (8.1 روز) و پيري پروكسي فن (9.4 روز)اختلاف معني داري با شاهد نداشتند. تعداد تخم هاي گذاشته شده به ازاي هر فرد در سم فنپروپاترين (24.8 عدد) به طور معني داري كمتر از شاهد 53.4 بود اما دو سم ديگر اختلاف معني داري با شاهد نداشتند. درصد تفريخ تخم در تيمارهاي بوپروفزين (38 درصد) و پيري پروكسي فن (24درصد) و پيري پروكسي فن (24 درصد) به طور معني داري نسبت به شاهد (96 درصد) كاهش نشان داد، در حاليكه سم فنپروپاترينروي درصد تفريخ تخم (95 درصد) تاثيري نداشت. بنابر اين سم هاي بوپروفزين و پيري پروكسي فن با تاثير روي درصد تفريخ،توانستند پارامترهايي نظير ميانگين تخم هاي بارور در روز و نرخ ناخالص زادآوري ونرخ تفريخ ناخالص را نسبت به شاهد به مقدار زيادي كاهش دهند. بر اين اساس مي توان نتيجه گيري نمود كه گرچه سم فنپروپاترين روش حشرات كامل موثر است اما با توجه به تاثير قاطعي كه سم هاي بوپروفزين و پيبري پروكسي فن روي پارامتر هاي اصلي توليد مثل مي گذارند، مي توانند نرخ رشد جمعيت در نسل بعد را به طور قابل توجهي كاهش داده و در IPM مورد استفاده قرار گيرند
علل پیدایش افات
آفت چيست؟ چه عواملي باعث به وجود آمدن آفات ميشوند؟
آفت موجودي است که خسارت اقتصادي داشته باشد. علل پيدايش آفت در سه موضوع اصلي خلاصه مي شود:
۱) وارد شدن موجودات به مناطق جديد (تهاجم) Invasion؛
۲) تغييرات اکولوژيکي؛
۳) تغييرات اجتماعي – اقتصادي.
تهاجم يکي از موضوعات بسيار مهمي است که مخصوصاً در طي قرن اخير بدليل سهلالوصول شدن مسافرتها، بسيار گسترش پيدا کرده است. در واقع تعداد بسيار زيادي از آفات مهم و کليدي در نقاط مختلف دنيا آفاتي هستند که از يک نقطه يا منطقه پَراکنش بومي به مناطق جديد وارد شدهاند و بدليل اينکه اين آفات بدون دشمنان طبيعي خود به مناطق جديد وارد ميشوند عموماً تبديل به آفت ميشوند. مثالهاي بسيار زيادي در اين زمينه در کشورهاي اروپايي و در ايران وجود دارد. به عنوان مثال در راسته (Hemiptera) تعداد زيادي از شپشکها مثل (Quadraspidiotus pernisiosus) يا شپشک هايسان ژوزه مثل (Chrysomphalus dictyospermi) يا شپشک سپردار قهوهاي، سپردار قرمز يا (Aonidiella aurantii)، و(Aonidiellacitri)، يا شپشک استراليايي مثل (Icery apurchasi) وجود دارند.
کرم ساقه خوار برنج (Chilo suppresalis) از راسته (Lepidoptera). مگس مديترانهاي ميوهاي (Ceratitis capitata) از راسته (Diptera). از زير رده (Acari) گونههايي مثل (Panonychusulmi) و (Panonychus citri) از گونههاي بسيار مهم هستند که از طريق گياهان زراعي و گياهان زينتي و احتمالاً مرکبات از نقاط مختلف دنيا وارد کشور ما شدهاند.
* نقش قرنطينه
در ايران قرنطينه نقش مهم جلوگيري از ورود آفات جديد به کشور را به عهده دارد. براي مثال پس از بررسيهاي لازم توسط موسسه تحقيقات آفات و بيماريها روي نوعي چمن وارداتي از كشور هلند (براي تعويض چمن استاديوم آزادي) از ورود آن به كشور جلوگيري بعمل آمد.
دومين عامل که باعث تبديل موجودات به آفت ميشود تغييرات اکولوژيکي است. تغييرات اکولوژيکي با تاريخچه کشاورزي قرين است. هر عملي که انسان در طبيعت انجام ميدهد نوعي تغيير اکولوژيکي به همراه دارد. تغييرات اکولوژيکي در طي سده اخير بسيار زياد بوده است. تک کِشتيهاي وسيع، استفاده از واريتههاي پر محصول، و عمليات اَگرو تکنيکي مثل سمپاشي باعث شده است که تعادل در اکوسيستم و طبيعت به هم بخورد.
حتي کشت گياهان زينتي در گلخانه نوعي تغيير اکولوژيکي است. معمولاً از طريق وارد کردن دشمنان طبيعي، آفات در گلخانهها را کنترل ميكنند. در اکوسيستم طبيعي و در شرايط طبيعي زنجيرههاي غذايي بسيار پيچيده توسط تعداد بسيار زيادي آفت و دشمنان طبيعي ايجاد شدهاند. از آنجا که سموم در طي نيم قرن اخير اين زنجيره پيچيده را بر هم زدهاند، براي ايجاد تعادل مجدد زنجيرههاي غذايي بين گونههاي گياهخوار، پارزيتوئيدها و پرداتورها حداقل به پنجاه سال تلاش مداوم نياز داريم.
در بين عوامل بر هم زننده تعادل اکولوژيک، قطعاً سموم و ترکيبات شيميايي از اهميت بسيار زيادي برخوردارند. بطوريكه سمپاشي زياد بخصوص براي مدت طويل در محيط باعث تقويت ژن مقاوم در برابر اين ترکيب شيميايي شده و در طي ساليان متمادي، اين جمعيت از طريق زاد و ولد افزايش پيدا ميکند. و نهايتاً بعد از مدتي يک جمعيت مقاوم به سموم در طبيعت ظاهر ميشود.
همچنين کاربرد سموم، باعث ايجاد آفت در مواردي نيز ميشود. آفات ثانوي آفاتي هستند که از طريق کاربرد ترکيبات شيميايي بوجود ميآيند. بدين صورت كه آفت خاصي در طبيعت كه داراي جمعيت پاييني نيز ميباشد بر اثر استفاده سموم از بين رفته ولي گونههايي كه آفت محسوب نميشوند بعد از مدتي به آفات خطرناك تبديل ميشوند.
کنترل افات قرنطینه ای
و امروز وظيفه ي ماست که اگرچه دوشادوش کشاورز ايراني کار نمي کنيم ، از مشکلات و دغدغه هايش بي خبريم ولي مي توانيم آنچه را که آموختيم به او انتقال دهيم.
مي توانيم راه هايي به او نشان دهيم که محصولاتش کمتر در معرض آفات قرنطينه اي قرار گيرند.
طرز کنترل آفات قرنطينه اي:
در مبارزه با آفات قرنطينه اي معمولا از سموم گازي استفاده مي کنند ، براي اين منظور بايد آفت کشي برگزيده شود که گاز ان روي مراحل رشدي آفات مورد نظر ،اثر قاطع داشته باشد . براي رسيدن به اين هدف ، در هر موردي عوامل موثر و شرايط لازم را بايد مورد توجه قرار داد .
مهمترين عوامل موثر در مبارزه با آفات قرنطينه اي عبارتند از: تعيين مقدار سم مصرفي ، مدت گازدهي ، درجه ي گرما ، مقدار رطوبت محصول و سرانجام تراکم يا غلظت سم در اطاق گاز.
1)طرز تبخير سم گازي:(Vaporisation)
در عمليات مبارزه با آفات لازم است که دز (dose)و غلظت ماده ي سمي در اطاق گاز ،در تمام طول مدت عمل ثابت باشد . زمان گازدهي بايد با توجه به تبخير کامل سم در اطاق گاز حساب شود . اگر سم به کار رفته از جمله ي سمومي است که به کندي بخار مي شود ، در اين صورت ممکن است در طول مدت پيش بيني شده ،تراکم گاز در طاق به حد نصاب نرسد و در نتيجه عمليات با موفقيت همراه نباشد . اين موضوع به ويژه ، در مورد محصولات قرنطينه اي کم مقاومت و ظريف مانند انواع گلها ،گياهان ،ميوه ها و سبزي ها که عمليات آفت زدايي آنها بايد در زمان کوتاهي ( 2تا 4 ساعت ) انجام شود ،بسيار مهم مي باشد.
پروانه هاي ايراني به دوردست ها پر مي کشند

پروانه ها به شدت به اکوسيستم کوهستاني وابسته هستند و تبديل و تغيير اراضي کوهستاني و جنگلي به زمين هاي کشاورزي بر زندگي پروانه ها تأثيرگذار است و پروانه هاي ايران را در معرض تهديد قرار مي دهد.
منطقه کوهستاني زاگرس، البرز، شمال خراسان و آذربايجان از جمله مهمترين زيستگاه هاي پروانه هاي ايران است که در حال حاضر به دليل تغيير در کاربري اين مناطق، پروانه ها در معرض تهديد هستند.
در ايران حدود 400 گونه پروانه وجود دارد که از اين تعداد ، حدود 60 گونه بومي ايران هستند و در هيچ جاي ديگر مشاهده نمي شوند.
حفظ اکوسيستم هاي کوهستاني براي بقاي گونه هاي حشرات بسيار اهميت دارد و اين رابطه دو طرفه براي بقاي گونه هاي گياهي نيز ارزشمند است.
با نابودي حشرات ، چرخه توليد غذا و مواد غذايي در طبيعت مختل مي شود، چرا که حدود 40 درصد گرده افشاني در طبيعت از طريق پروانه ها صورت مي گيرد.
همچنين با اشاره به اين که چراي بي رويه و سمپاشي نيز از ديگر عوامل تهديد پروانه هاست ، مي توان گفت که معضل چراي بي رويه و فشار بر مرتع مي تواند گونه هاي سبز گياهي را از بين ببرد و گونه هاي خاردار را باقي بگذارد که در طول زمان به نابودي حشرات از جمله پروانه ها منجر مي شود.
پروانهها
پروانهها (Lepidoptera)
پروانهها حشراتي هستند كه تقريباً همه مردم آنها را ميشناسند و داراي چهار بال هستند كه سطح بالها بوسيله پولك پوشيده شده است. لارو همه گونههاي پروانهها به استثنا چند گونه محدود از گياهان مختلف تغذيه ميكنند. تعدادي از گونهها در اين راسته از آفات بسيار مهم درختان ميوه و تعداد معدود ديگر در شرايط گلخانهاي جزء آفات گياهان زينتي به شمار ميروند.
براي شناسايي و تفكيك گروههاي مختلف پروانهها، دو ويژگي مهم الف) رگبندي بال و ب) مكانيسم جفتشدن بالهاي جلو و عقب به هنگام پرواز قابل توجه است. رگبندي بال در پروانهها نسبتاً ساده و تعداد رگهاي عرضي و طولي كم است.
در پروانهها چهار مكانيسم براي جفت شدن بالهاي جلو و عقب به هنگام پرواز وجود دارد كه عبارتند از:
1- فيبولا (Fibula)
2- ژوگوم (Jugum)
3- فرنيلوم (Frenulum)
4- هيمورال اَنگِل (Humeral angle)
عمده پروانههاي روز پروازي كه در طبيعت مشاهده ميشوند داراي مكانيسم هيمورال انگل هستند. لارو پروانهها بصورتهاي مختلفي از گياهان تغذيه ميكنند. تعدادي از آنها آزادانه از قسمتهاي مختلف گياه مانند برگ، ميوه يا گل تغذيه ميكنند و يا در داخل شاخه و تنه درختان بافت چوبي گياه را استفاده ميكنند. تعداد معدودي از گونهها هم جزء آفات انباري هستند و در شرايط انباري از انواع خشكبار تغذيه ميكنند.
راسته لپيدوپترا به پنج زير راسته تقسيم ميشود كه عبارتند از:
1. زوگلوپترا (Zeugloptera) ؛ تنها پروانههايي هستند كه داراي آرواره بالا ميباشند. بنابراين توانايي تغذيه از مواد جامد مثل گرده گلها را دارند و اين ويژگي در ساير پـروانـههـا ديــده نميشـود. در ايـن زيـر راستــه خـانـواده ميـكروپـتريـژيـده (Micropterygidae) حائز اهميت است.
2. زير راسته داكنونيفا (Dacnonypha) ؛ گرچه حشرات كامل داراي آرواره هستند ولي آروارههايشان غيرفعال است. در واقع گالههاي مربوط به هر يك از آروارههاي پايين بهم متصل شده و خرطوم را بوجود آوردهاند كه بوسيله آن از مواد مايع تغذيه ميكنند.
3. زير راسته اكسوپوريا (Exoporia) ؛ در اين راسته خانوادهاي به نام هيپاليده (Hepialidae) وجود دارد كه از نظر شكل ظاهري شباهت به پروانههاي اسفينژيده (Sphingidae) دارد ولي لاروهاي آنها عموماً از ريشه گياهان تغذيه ميكنند.
4. مونوتريزيا (Monotrysia)؛ تعدادي از گونههاي مونوتريزيا بصورت مينوز فعاليت
ميكنند. مهمترين خانواده اين زير راسته استيگمليده (Stigmellidae) است كه لاروهاي آن از پارانشيم برگهاي گياهان تغذيه ميكنند.
5. بزرگترين زير راسته ديتريسيا (Ditrysia)است؛ عمده پروانهها در اين زير راسته تقسيمبندي ميشوند كه به تعدادي از خانوادههاي آن اشاره ميكنيم:
خانواده تينيئيده (Tineidae) يكي از خانوادههاي زير راسته ديتريسيا است كه عموماً لارو آنها از منسوجات تغذيه ميكنند.
- ليونيتيده(Lyonetidae) و گراسيلاريده (Gracillaridae) نيز مينوز هستند كه لاروهايشان در بين اپيدرم فوقاني و زيرين برگ از پارانشيم برگ گياهان تغذيه ميكنند.
- خانواده پيهريده (Pieridae) كه در واقع روز پرواز بوده و جزء آفات مهم كَلَم هستند. اين خانواده داراي دامنه ميزباني نسبتاً وسيعي هستند و امكان فعاليت آنها در شرايط گلخانهاي روي محصولات گلخانهاي وجود دارد.
- خانواده ليكينيده (Lycaenidae)؛ تعدادي از لاروهاي گونههاي اين خانواده در لانه مورچهها زندگي ميكنند. در واقع مورچهها تعدادي از جمعيت خودشان را در اختيار لارو اين پروانهها قرار ميدهند و اينها هم از مراحل مختلف قبل از بلوغ مورچهها تغذيه ميكنند و توليد عسلك كرده كه مورچهها از عسلك توليد شده توسط اين لارو پروانهها تغذيه ميكنند.
* پروانههاي باتر فلاي (Butterfly) يا پروانههاي روز
1- اسفينجيده (Sphingidae) تعدادي از گونههاي اين خانواده در داخل كندوهاي زنبــور عســل زندگي ميكنـند. گـونـهاي بـه نــام اكـرونتيـا اوتـروپـوس (Acherontia atropos) جزء آفات مهم زنبور عسل به شمار ميرود. گونههاي ديگر اين خانواده از گياهان تغذيه ميكنند. ويژگي بارز لاروها داشتن شاخي در انتهاي بدن ميباشد كه به شناسايي آنها كمك ميكند.
2- خانواده ساتورنيده (Saturnidae) شامل بزرگترين پروانههاي موجود در ايران ميباشد. گونه پر طاووسي گلابي بزرگترين پروانهاي است كه در ايران وجود دارد.
3- نيمفاليده (Nymphalidae)
4- ساتي رئيده (Satyridae)
5- پاپيليونيده (Papilionidae)
6- دانائيده(Danaidae)
و تعدادي ديگر از خانوادهها كه لاروشان عموماً در روي گياهان مرتعي و يا درختان ميوه از برگ گياهان تغذيه ميكنند. اين پروانهها جزء آفات هم محسوب نميشوند و تحت كنترل دشمنان طبيعي هستند.
بسياري از پروانههاي روز پرواز جزء آفات مهم نيستند ولي تعدادي از پروانههاي شب پرواز تحت نام موس (Moths)در خانوادههاي نوكتوئيده (Noctuidae) و پيراليده(Pyralidae) از آفات بسيار مهم محصولات زراعي و گياهي مختلف هستند
بطور كلي جمعيت موجودات بوسيله دو دسته از عوامل كنترل ميشوند.
الف) عوامل طبيعي مثل سرما؛
ب) دشمنان طبيعي.
به همين دليل در گذشته كشاورزان در زمستان زمينهايشان را آب ميدادند تا زمين يخ ببندد و بسياري از شفيره آفات مهم كه در داخل خاك زندگي ميكردند به اين طريق از بين بروند.
از عوامل كنترل كننده دشمنان طبيعي لارو پروانهها عمدتاً زنبورهاي براكلونيده (Braclonidae) و مگسهاي خانواده تاكي نيده (Tachinidae) ميباشند كه از اهميت زيادي برخوردارند.
نگه داری حشرات در مایعات
هر نوع حشره ای را می توان در مایع نگهداری کرد .حشرات را میتوان بطور موقت تا موقعی که برای سنجاق کردن آنها پیدا شود در مایع ذخیره کرد و بیشتر جمع آوری کنندگان ذخیره مجموعه خود در مایع را به خشک انبار کردن آنها در پاکتها یا بسته ها ترجیح می دهند.با وجود نمونه های نگهداری شده در مایعات معمولا به آسانی آنهایی که سنجاق شده یا در پولک مقوایی مونتاژ شده قابل بررسی نیستند و بطور کلی هر حشره ای که میتواند خشک نگهداری شود بایستی در سنجاق و یا پولک مقوایی مونتاژ شود.
نمونه هایی که نگهداری آنها در مایعات روش استاندارد نگهداری است عبارتند از:
1- حشرات نرم تن(مثلا یکروزه ها-بال موداران-بهاره ها-دوبالان کوچک و غیره)که اگر سنجاق شده و در جریان هوا خشک شوند چروکیده شده و پیچ وتاب بر می دارند.
2-تعداد زیادی از حشرات کوچک که هر گاه در لا میکروسکپی مونتاژ شوند بهتر می توان جزییات آنها را بررسی کرد(مثلا: شپشها-ککها-تریپسها-پادمان-و غیره).
3-لاروها و اکثر پوره های حشرات.
4-دیگر بندپایان غیر از حشرات.
مایع همگانی مصرفی برای نگهداری حشرات و دیگر بندپایان آلکل اتیلیک(70-80 در صد)است.اگر برخی مواد دیگر به آلکل اضافه شوند برای نگهداری و تثبیت نسوخ نمونه ها بهتر است.متداولترین تغییرات در آلکل اتیلیک بشرح زیر است:
محلول هود Hoods solution :
آلکل اتیلیک 80-70 درصد 95 سانتیمتر مکعب
گلیسیرین 5 سانتیمتر مکعب
محلول کال Kahles solution
محلول آلکلی بوءن Alciholic bouins solution
آلکل اتیلیک را می توان بعنوان عامل کشنده برای بیشتر حشرات و دیگر بند پابان مصرف نمود ولی برای لارو حشرات بعنوان کشنده رضایت بخش نیست.عوامل کشنده متداول برای لارو ها عبارتند از:
مخلوط کا آد KAAD mixture
مخلوط گزا XA mixture :
آلکل اتیلیک 95 درصد 50 سانتیمتر مکعب
گزیلن 50 سانتیمتر مکعب
آگر کاآد مصرف شود مقدار کروزن بایستی برای لاروها ی تن نرم مانند لارو مگسها کاهش داده شود.لاروهایی که با هر یک از این مخلوطها کشته می شوندپس از نیم تا 4 ساعت آماده انتقال به آلکل هستند.و باید الکل در چند روز اول تعویض گردد چون الکل با مایعات بدن حشراتی که داخل آن هستند رقیقتر می شود.
از کتاب روشهای جمع آوری و نگهداری و بررسی حشرات .برگردان : دکتر حسن ملکی میلانی دانشیار دانشگاه تبریز.صفحه 64 تا صفحه 68 کتاب.
انجیر
انجیر
نام فارسی : انجیر نام انگلیسی : Fig
نام علمی : Ficus carica خانواده : Moraceae
انجیر با توجه به ارزش غذایی و طبی بالا در بیشتر نقاط دنیا از جمله گرمسیری ، نیمه گرمسیری و معتدله کاشت می شود . استان فارس و شهرستان استهبان سهم عمده ای در تولید انجیر خشک در ایران و دنیا دارند .
محیط رشد : انجیر یک گیاه خزان کننده بوده که ویژه مناطق نیمه گرمسیری می باشد و به زمستان ملایم و تابستان گرم نیاز دارد . ( توجه داشته باشید که دمای پایین در زمستان کاشت انجیر را محدود می کند ) . در فصل گلدهی انجیر نباید آبیاری انجام داد و بهتر است در محیط رشد هم بارندگی وجود نداشته باشد تا حداکثر محصول دهی را داشته باشیم .
خاک مورد نیاز شنی رسی بوده با PH در حدود 6 تا 7.5 که برای رشد انجیر مناسب است . مقاومت این گیاه نسبت به خشکی و شوری زیاد ، حساسیت آن به کمبود آهن و روی زیاد نیست ولی به سدیم و بور حساس است .
ازدیاد : روش ازدیاد به وسیله بذر ، قلمه ، پاجوش ، پیوند . البته ازدیاد با بذر به ندرت انجام شده و مخصوص مراکز تحقیقاتی میباشد . توسط قلمه های چوب 2 الی 3 ساله به راحتی تکثیر می شود . طول قلمه ها در حدود 40 سانتیمتر بوده که در اواخر زمستان جدا می گردند .
انواع انجیر : خوراکی و غیر خوراکی می باشد
انواع انجیر خوراکی : ازمیر ، معمولی ، سان پدرو
انجیر استهبان از نوع ازمیر می باشد که محصول دوم آن اقتصادی و قابل استفاده است . ارقام آن عبارتند از انجیر سیاه ، سبز ، شاه انجیر و کشکی
انجیر های معمولی به صورت پارتنوکارپیک تولید شده و نیازی به گرده افشانی ندارد . ( انجیرهای سیاه موجود در بازار )
انجیر های غیر خوراکی به نام " بر " نامیده شده که زمستانه ، بهاره ، تابستانه دارند و از نوع بهاره آن برای " بردهی " یا گرده افشانی درخت انجیر استفاده می شود
برای گرده افشانی از زنبور " بلاستوفاگا " استفاده می نمایند که درون میوه های انجیر غیر خوراکی زندگی می نمایند .
بازار فروش انجیر : بازار فروش محصولات کشاورزی در ایران هیچ تضمینی ندارد . اما به طور کلی در مورد انجیر های معمولی به دلیل کمی زمان انبار داری آن و توان کم حمل و نقل بایستی به بازار فروش نزدیک باشید . ( قیمت آن هم در شیراز برای مصرف کننده به صورت نوبرانه و کیفیت محصول از 1500 تا 300 تومان می باشد البته در تابستان 84 ) اما در مورد انجیر های خشک به دلیل داشتن خاصیت انبارداری و توان حمل و نقل و از همه مهمتر وجود بازار در خارج از کشور قابل تامل بیشتری است . اما مراقبت و نگهداری بیشتری نیاز دارند . ( قیمت فروش آن را در دست ندارم )
نکته : از آنجا که اطلاعات در مورد درخت انجیر بسیار زیاد و گسترده می باشد و در این بخش مجال آن نیست ، دوستانی که تمایل دارند اطلاعات کاملی درباره درخت انجیر داشته باشند برای دریافت اطلاعات کامل آن با من تماس بگیرند و دوستانی که اطلاعاتی در رابطه با انجیر دارند برای ما ارسال نمایند ، تا در اختیار دیگر دوستان قرار گیرد .
منبع : منابع پراکنده می باشد
عامل خاکی در افزایش عملکرد باغات
عامل خاکی در افزایش عملکرد باغات
مقدمه :
تولیدات باغی از 86/4 میلیون تن در سال 1362 ، به 25/11 میلیون تن در سال 1376 افزایش یافته و قرار است در برنامه های سوم و چهارم توسعه ، به دو برابر افزایش یابد . در این قسمت ، موانع مهم در افزایش عملکرد و بهبود کیفیت ، شامل عوامل خاکی ، تهویه ، کیفیت آب آبیاری ، چلکود ( جایگذاری موضعی کودها ) توضیح داده می شود .
1- عوامل خاکی :
در کشور ما خاکهای آهکی گسترش بسیار چمشگیری دارند . از طرف دیگر وجود کوهستانها و کوهپایه های فراوان ، شرایط بسیار مناسبی جهت فعالیتهای باغداران پدیده آورده است ; به گونه ای که ایران از نظر تنوع محصولات باغی ، سومین کشور جهان و از نظر مقدار تولیدات باغی ، دهمین کشور جهان معرفی شده است ( اداره کل آمار و اطلاعات ، 1376) . این در حالی است که به دلیل اثرات سوء خاکهای آهکی بر جذب بهینه و مناسب عناصر ریزمغذی ، بسیاری از ارقام محصولات باغی ایران ، علائم کمبود دلیل غیر قابل دسترسی بودن این عناصر در خاک می باشد و نه به دلیل عدم وجود این عناصر در خاک . پر واضح است که غیر قابل دسترس بودن عناصر ریزمغذی به دلیل وضعیت آهکی خاک ، حضور بی کربنات قراوان در آبهای آبیاری ، مدیریت نامطلوب آبیاری و مصرف نامتعادل کود باشد . برخی از دانشمندان ، مشکل کلروز آهن را یک اختلال فیزیولوژی می دانند که خود ناشی از حضور مقادیر قراوان آنیون بی کربنات در محیط رشد می باشد . به عبارت دیگر اگر به نحوی این مشکل برطرف شود ، گیاه خواهد توانست از ذخائر آهن موجود در اندام های خود و یا خاک ، به خوبی بهره برداری نماید . زیرا به اعتقاد آنها کمبود آهن در برگ گیاه یک کمبود مطلق نیست ، بلکه یک فیزیولوژیک می باشد . هر چند در یک سیستم مدیریت قوری و مناسب ، نباید گذاشت که علائم کمبود در درختان مشاهده شود ، بلکه لازم است با پی گیری مناسب در رابطه با تجزیه خاک و برگ ، از مقدار عناصر موجود و ضروری آنها اطلاع حاصل کرده و در صورت کمبود ، قبل از بروز علائم ظاهری این عناصر در اختیار درخت قرار داده شود ، چه همیشه پیشگیری بر درمان برتری دارد .
ایران با تولید سالانه حدود دو میلیون تن سیب ، ششمین کشور تولید کننده این محصول در جهان می باشد . این مقدار ، معادل 4% تولید جهانی می باشد . مساحت باغ های سیب ایران حدود 150 هزار هکتار می باشد که 94% آن را باغهای بارور تشکیل می دهد در ایران تاکنون 200 رقم سیب شناسایی شده است . استانهای عمده تولید کننده سیب به ترتیب عبارتند از : آذربایجان غربی ، خراسان ، آذربایجان شرقی ، تهران و اصفهان که مجموعاً حدود 75% تولید سیب کشور را در اختیار دارند . متوسط عملکرد سیب در کشور ما حدود 14 تن در هکتار است که در مقایسه با متوسط عملکرد جهانی ( 40تن در هکتار ) بسیار کم است . قرار است با بر نامه ریزی های موجود تا سال 1386 ، این عملکرد به 35 تن در هکتار افزایش یابد .
2- اثر تهویه خاک بر جذب بهینه عناصر غذایی :
اگر تهویه خاک کافی باشد ، افزایش غلظت دی اکسید کربن در خاک مطرح نبوده و غلظت کم آنیون بی کربنات نیز چندان مشکل آفرین نمی شود . مهم ترین عوامل مدیریتی هستند که بر شدت تنش آهن اثر می گذارند . گاهی کاهش غلظت اکسیژن و یا افزایش غلظت اتیلن در خاک به عنوان عامل زردی برگ معرفی می شوند . . همه موارد فوق با بهبود تهویه خاک مرتفع می شوند . جهت بهبود تهویه ، گاهی مصرف مواد حالت دهنده خاک توصیه می گردد . مواد آلی نیز با ایجاد تخلخل درشت ، بر امکان تبادلات گازی می افزایند . گاهی مصرف مواد آلی تازه و به دنبال آنافزایش بیش از حد رطوبت خاک ، بر غلظت دی اکسید کربن و یا اتیلن افزوده و زردی برگ را تشدید می کنند در باره مواد آلی و اهمیت و نقش آنها در باروری خاک ، مطالعات فراوانی صورت گرفته است . با این وجود امروزه خاک های مناطق خشک و نیمه خشک ایران با مشکل کمبود مواد آلی مواجه هستند . مقدار مواد آلی موجود در خاک های کشور به جز مناطق محدودی در شمال ، از 1% نیز کمتر است ، حال آنکه مشخصه یک خاک خوب و حاصلخیز ، داشتن 5-3 درصد ماده آلی است . دلیل کمبود منابع آب در اکثر نقاط کشور برنامه ریزی صحیح آبیاری با هدف تعیین مقدار ، زمان و روش آبیاری مناسب به منظور افزایش عملکرد بهبود کیفیت و افزایش سطح زیر کشت محصولات کشاورزی و باغبانی امری ضروری است .
3- کاهش pH آب آبیاری و خاک و اثر آن بر جذب عناصر غذایی :
بی کربنات زیاد در آب آبیاری عامل موثر در پیدایش تنش آهن است . افزودن اسید سولفوریک به چنین آبهایی و از بین بردن بی کربنات و کاهش pH ، اثرات قابل توجهی در بهبود یا کاهش زردی برگ به جای می گذارد . آزمایشهای محلول کشت که در آن غلظت بی کربنات متعییر است و بین زردی برگ و مقدار بی کربنات همبستگی دیده می شود ، موید این نکته است . Fauer معتقد است که با اختلاط اوره و اسید سولفوریک به نسبت 51 و 49 ، علاوه بر کاهش خطرات مصرف مستقیم اسید سولفوریک ، دوام مخزن محتوی اسید نیز افزایش یافته و ازت مورد نیاز درختان میوه نیز از همین طریق تأمین می گردد . به دنبال مصرف گوگرد و اسید سولفوریک در خاک های آهکی ، غلظت آهن در برگ کاهش می یابد ، محققین علت این تأثیر را کاهش PH شیره گیاهی و افزایش تحرک آهن در گیاه می دانند . یکی از نقش های بی کربنات ، افزایشPH شیره گیاهی و غیر موثر شدن آهن جذب شده در گیاه می باشد . استفاده از گوگرد عنصری ( پودری شکل) به همراه کودهای آلی به شرط جایگذاری عمقی ، بسیار مفید و موثر می باشد . روی هم رفته ، مصرف موضعی گوگرد و یا اسید سولفوریک اثر بخش تر است . در موارد بسیاری کاهش اسیدتیه تمامی خاک امکان پذیر و اقتصادی نیست . آهکی بودن اکثر خاکهای زراعی کشور و شوری بیش از حد در برخی از زمینهای موجود و از طرف دیگر وجود بی کربنات در آبهای آبیاری که از آبهای زیر زمینی تهیه می شود ، سبب افزایش PH شیره سلولی بخصوص در درختان میوه به بالاتر از هفت شده است و همانگونه که کلسترون در رگهای انسان رسوب می کند ، اکثر عناصر غذایی مثل فسفر ، آهن ، روی ، منگنز و مس تنها به دلیل بالا بودن PH شیره سلولی در تنه و شاخه های درختان میوه به صورت غیر قابل استفاده رسوب می نمایند . با اسیدی کردن شیره سلولی ، خواه از طریق مصرف اسیدسولفوریک در آب آبیاری و یا مصرف مستفیم اسیدسورفوریک در خاکها ، قابلیت استفاده از این عناصر غذایی افزایش می یابد
- چالکود و تأثیر در تسهیل جذب عناصر غذایی :
به دلیل حضور آهک فعال در خاکهای آهکی ، زیادی بی کربنات در آبهای آبیاری ، کمی مواد آلی ، مصرف غیر صحیح ( پخش سطحی ) کود در سایه انداز درختان ، با عنایت به کمی تحرک اکثر کودهای مصرفی بخصوص کودهای فسفاته و ریز مغذیها و عدم رعایت مصرف بهینه کود و آب ، درختان میوه در کشور عمدتاً دچار انواع کمبودها هستند . بیان روش صحیح کوددهی در باغهای میوه اولویت خاصی یافته است و در رابطه با آن پژوهش های متعددی انجام پذیرفته است .
1-4- محاسن استفاده از چالکود :
- گرایش درخت در جهت ارسال و رشد ریشه ها برای رسیدن به محل چالکود و استفاده بهینه از عناصر غذایی
- چون غذای آماده شده در چالکود به دلیل مصرف کودهای آلی و کودهای سولفاته و گوگرد ، اسیدی می باشد ، تحت چنین شرایطی ، حضور یونهای بی کربنات فراوان در آب آبیاری به لحاظ ترشح فراوان یون هیدروژن در محیط چالکود مسئله ساز نبوده و بعبارت دیگر با اسیدی کردن محیط غذایی درخت ، جذب مواد غذایی با سهولت بیشتری انجام می پذیرد .
- بدلیل کمی مواد آلی و زیادی کربنات کلسیم ، خاکهای زیر کشت باغها از نفوذپذیری کمی برخوردار بوده و ریشه دوانی درختان فعال نمی باشد . با اسیدی کردن چالکود در فاصله مناسب از طوقه درخت میوه ، سرعت نفوذ ریشه های فعال افزایش یافته و غذا با سهولت بیشتری در اختیار درخت قرار می گیرد .
- در روش چالکود ، دلیل تهویه مطلوب ، ریشه ها از رشد بهتری برخوردار بوده و رنگ ریشه ها فعال ، سفید و خوش رنگ و با تراکم فراوان خواهد بود .
- در روش چالکود ، نیاز به پابیل درختان میوه که علاوه بر صرف هزینه زیاد ، بدلیل از بین بردن ریشه های فعال درخت ، زیان هایی نیز به درخت وارد می کند را کاهش می دهد .
- راندمان و کارآئی مصرف کود در روش چالکود ، بمراتب بیشتر از روش پخش سطحی کود می باشد . چون ریشه ها مستقیماً غذای مطلوب خود را تأمین می کنند و غذای سالم تا چندین سال ، بدون زحمت در اختیار درخت خواهد بود .
روش چالکود شکل خاصی از چایگذاری موضعی کودهای آلی و شیمیایی در خاک می باشد . این روش برای باغهای میوه ای طراحی شده است که دارای مشکل زرد برگی آهکی ( کمبود کلروز آهن ) باشند . ولی محاسن آن فراوان بوده و اجرای آن در هر باغی مزایایی در بر خواهد داشت .
اولین بررسی های علمی در مورد روش جایگذاری موضعی کود در خاک ، در حدود 50 سال پیش توسط محققی بنام ( دویت) انجام شد . این گونه تحقیقات طی سالیان متمادی ادامه یافت و امروزه نیز مورد توجه پژوهشگران می باشد .
جلیگذاری موضعی ، بیشتر در مواردی موثر است که قدرت یک خاک در تثبیت عنصر غذایی موجود در یک کود زیاد باشد . در این حالت ، مقدار زیادی از کود در خاک تثبیت شده و گیاه چندان از مصرف کود بهره نمی برد . از این رو ، برای کاستن از قدرت تثبیت کنندگی خاک ، به ناچار بایستی مقدار کود مصرفی را افزایش دهیم ، ولی چنین کاری همواره امکان پذیر نیست . پس مصرف موضعی کود مورد توجه قرار می گیرد . در این حالت کود تنها با حجم محدودی از خاک مخلوط می شود . مزیت این کار این است که در چنین حجم کوچک کود داده شده، غلظت عناصر غذایی بیشتر از موقعی که این کود با تمامی خاک مخلوط شود افزایش می یابد ، ولی نقطه ضعف این کار ، تماس محدود تر ریشه گیاهان با چنین مناطقی غنی شده می باشد . این حالت به ویژه در کودهای شیمیایی غیر متحرک در خاک صادق می باشد .
روش چالکود در باغهای میوه نیز نوع خاصی از جایگذاری موضعی کودها است . در این روش در نزدیکی ریشه درخت ، چاله هایی حفر می شود و سپس با کودهای آلی و شیمیایی پر می گردد . این روش دارای مزیت هایی خواهد بود که از آن جمله است :
-کمتر بودن قدرت تثبیت کنندگی مواد
آلی چالکود در مقایسه با خاک و افزایش قابلیت جذب عناصر و کودهای شیمیایی .
- افزایش نفوذپذیری آب به داخل خاک توسط حفره های مملو از مواد آلی .
- چاله های پر شده با ماده آلی ، مکانهایی فاقد آهک و مناسب برای ریشه ها فراهک می آورد که جذب عناصر را بهبود می بخشد .
- چالکود می تواند از نرسیدن اکسیژن به ریشه گیاه بخاطر آبیاری و سنگین بودن خاک و زیاد شدن دی اکسید کربن در حضور آهک که منجر به بوجود آمدن بی کربنات می شود ، جلوگیری کند .
- از آنجا که درخت میوه گیاهی است دائمی ، هر سال ، تراکم رطشه در حوالی منطقه چالکود بیش از پیش افزایش یافته ، تماس ریشه با این منطقه غنی از کود افزایش می یابد . در نتیجه ، کارآئی مصرف کود افزایش و مقدار مصرف کود در هکتار کاهش می یابد . ضمن اینکه مشکل اصلی مصرف موضعی کود ، یعنی سطح تماس کم ریشه با مناطق غنی از کود نیز در روش چالکود وجود ندارد .
5 - پیشنهاد :
وجود آهک فراوان در خاکهای آهکی ، مانعی در افزایش عملکرد و بهبود کیفیت باغهای میوه می باشد . علی رغم کلسیم فراوان در این خاکها ، باغهای میوه از کمبود کلسیم رنج می برند و لازم است محلول پاشی چند باره ، کلرید یا نیترات کلسیم به روی میوه ها انجام گیرد .
- علی رغم کمبود آب در ایران ، متأسفانه اکثر باغداران در مصرف آب باغها صرفه جوئی نمی کنند و از آنجا که آبیاری در اکثر این باغها به روش نادرست و بصورت کرتی( غرقابی ) است ، این عمل سبب تهویه نامطلوب در حوزه ریشه ها می گردد چه ریشه ها عمدتاً در این نوع باغها کدر و تیره رنگ می باشد ، در حالی که اگر روش آبیاری صحیح می بود ، ریشه ها به دلیل تهویه خوب ، زرد و خوش رنگ می گردید.
- زیادی بی کربنات در آبهای آبیاری ، عامل مهم دیگری در عدم جذب عناصر غذایی بخصوص فسفر و ریزمغذیها می باشد ، چه در اثر تدام مصرف این نوع آبها ،PH شیره سلولی افزایش یافته و نهایتاً این عناصر قابل استقاده نگردیده و رسوب می کنند . اسیدی کردن این نوع آبها ، یکی از راهای کاهش بی کربنات آبهای آبیاری می باشد .
- چالکود بهترین روش برای مصرف بهینه کود می باشد . با اعمال این تیمار ، مشکل تغذیه ای باغها کاهش و کیفیت میوه ها نیز بهبود یافته است .
منابع :
1- اداره کل آمار و اطلاعات ، جایگاه ایران در کشاورزی جهان (( محصولات باغی ))






















