توليد نخستين حيوان دارای 15 درصد سلول انساني در آمريکا به دست يک ايرانی:

کسری اصفهانی::

دانشمند ايراني مقيم ايالات متحده آمريکا، موفق شد نخستين حيوان داراي 15 درصد سلول‌هاي انساني را به وجود آورد.

 اين حيوان گوسفندي با 15 درصد سلول‌هاي انساني بوده و هدف از ايجاد آن پيشرفت به سمت اين دورنماست كه در آينده بتوان اندام حيوانات را براي پيوند زدن به انسان به كار برد.

 پرفسور اسماعيل زنجاني، رييس دپارتمان بيوتكنولوژي حيواني دانشگاه نوادا آمريكا

 پرفسور اسماعيل زنجاني، استاد دانشگاه نوادا آمريكا براي كامل‌كردن تكنيك تزريق سلول‌هاي انسان بالغ به جنين گوسفند بيش از 7 سال زمان و نزديك به 10 ميليون دلار هزينه استفاده كرده است.

 در اين تكنيك سلول‌هاي مغز استخوان انسان به جنين گوسفند تزريق مي‌شود و پس از به دنيا آمدن، جنين ظرف 2 ماه كبد، قلب، ريه و مغزي خواهد داشت كه داراي ميزاني از سلول‌هاي انساني بوده و مي‌توانند براي پيوند استفاده شوند.

 رييس ايراني دپارتمان بيوتكنولوژي حيواني دانشگاه نوادا آمريكا طي تحقيقات چند ساله خود با انتقال سلول‌هاي بنيادي انساني به جنين گوسفند براي نخستين بار موفق به توليد گوسفندي با حدود 15 درصد سلول‌هاي انساني در برخي اعضا شده است كه به گفته وي مي‌تواند براي پيوند عضو به بيماران نيازمند استفاده شود.

 موفقيت اين دانشمند ايراني كه بازتاب وسيعي در رسانه‌هاي جهان داشته افق جديدي در درمان بيماران نيازمند به بافت‌هاي پيوندي توصيف شده است.

 اگرچه علاوه بر گوسفندهاي حاصل از تحقيقات پرفسور زنجاني حيوانات ديگر داراي سلول‌هاي انساني نيز توليد شده‌اند، ولي به گفته اين دانشمند ايراني ميزان سلول‌هاي انساني گزارش شده در آن حيوانات بسيار اندك (زير يك درصد) بوده و قابليت استفاده از آنها در پيوند اعضا وجود نداشته است.

 پرفسور اسماعيل زنجاني، رييس ايراني دپارتمان بيوتكنولوژي حيواني دانشگاه نوادا در سال 1318 در شهر رشت به دنيا آمده و پس از طي تحصيلات مقدماتي در ايران درجه دكتري خود را از دانشگاه نيويورك دريافت كرده است. وي مولف بالغ بر 240 مقاله علمي، سه فصل كتاب و برنده جوايز متعدد علمي است.

 اين دانشمند ايراني مقيم آمريكا در گفت‌وگويي تلفني با خبرگزاري دانشجويان ايران با تاكيد بر اين كه هدف از انجام اين تحقيقات و ايجاد حيوانات حاوي سلول‌هاي انساني كمك به درمان بيماران دردمند است اظهار داشت: هدف نهايي اين تحقيقات پيوند اعضا خصوصا كبد و پانكراس اين گوسفندها به بيماران نيازمند به عضو پيوندي است كه در توليد اين گوسفندها از سلول هاي بنيادي گرفته شده از مغز استخوان آنها استفاده شده است.

 وي خاطرنشان كرد: پيوند بافت‌هاي توليدي به اين روش با موفقيت در گوسفند و خوك انجام شده و در حال حاضر در مرحله كسب مجوز از اداره غذا و داروي آمريكا (FDA( و پيدا كردن افراد مناسب براي آزمايش آن روي بيماران نيازمند به پيوند كبد هستيم.

 استاد ايراني دانشگاه نوادا كه از حدود هفت سال پيش تحقيقات و تجارب علمي خود در زمينه سلول درماني را به توليد حيواناتي با سلول‌هاي انساني به منظورپيوند اعضا به انسان متمركز كرده در ادامه با اشاره به اين كه محققان اين حوزه حيوانات ديگري از جمله موش‌هايي با سلول‌هاي انساني نيز توليد كرده‌اند اظهار داشت: متاسفانه در آن حيوانات ميزان سلول هاي انساني بسيار اندك(حدود يك صدم درصد) بوده و قابل استفاده نيست ولي گوسفندهاي توليدي در اين طرح داراي درصد قابل توجهي سلول هاي انساني هستند كه امكان استفاده از بافت‌هاي آنها جهت پيوند وجود دارد.

 دكتر زنجاني تصريح كرد: در اين روش حدود 10 ميلي ليتر مغز استخوان از بيماران نيازمند به پيوند گرفته و سلول هاي بنيادي آن را جدا كرده و به جنين گوسفندي كه در روز شصتم بارداري است تزريق مي كنيم. بعد از حدود دو ماه گوسفندي به دنيا مي آيد كه حدود 15 درصد سلول هاي انساني دارد. اين سلول ها كاملا كاربردي بوده و پروتيين‌هايي همانند پروتيين‌هاي ناشي از ساير سلول هاي انساني توليد مي‌كنند.

 وي در عين حال خاطرنشان كرد: ميزان سلول هاي انساني در بافت هاي مختلف گوسفند توليدي متفاوت است ولي بيشتر آنها حاوي سه تا 10 درصد سلول هاي انساني هستند مثلا جگر حيوان، 15 درصد، قلب آن، 10 درصد و پانكراس آن حدود 9 درصد سلول هاي انساني دارد. اگر كبد اين گوسفند را به بيمار نيازمند به پيوند كه منشا سلول هاي بنيادي تزريقي به جنين گوسفند بوده پيوند بزنيم، 15 درصد سلول هاي آن كه ماهيت انساني داشته و ازخود فرد ناشي شده توسط بدن حفظ شده و بقيه پس زده مي شود كه همين درصد سلول هاي انساني، بقيه سلول هاي بافت كبد را نيز توليد مي‌كند و به اين ترتيب مشكل بيمار برطرف مي شود.

 اين دانشمند ايراني در گفت‌و‌گو با ايسنا افزود: اهميت استفاده از اين روش از آنجا ناشي مي شود كه به عنوان مثال از حدود 10 هزار بيماري كه هر ساله در آمريكا به پيوند كبد نياز دارند تنها حدود دو هزار نفر موفق به دريافت كبد پيوندي مي شوند و در مورد ساير بافت هاي پيوندي هم همين مشكل وجود دارد.در اين شرايط مي توان با گرفتن مقدار اندكي از مغز استخوان فرد طي چند ماه عضو پيوندي مورد نياز را در حيوانات توليد و به بيمار پيوند زد.

 پرفسور زنجاني در ادامه درباره امكان افزايش درصد سلول هاي انساني در ارگانيزم گوسفندان توليدي به اين روش گفت: اين امكان كاملا وجود دارد كه به جاي يك مرحله انتقال سلول هاي بنيادي انساني، دو يا سه بار اين كار را انجام دهيم كه با اين تكنيك موفق شده ايم ميزان سلول هاي انساني را مثلا در بافت قلب و پانكراس گوسفندان توليدي به ترتيب به 22 و 32 درصد افزايش دهيم.

 وي درباره احتمال رد سلول هاي بنيادي تزريقي به جنين گوسفند گفت: طول دوره بارداري گوسفند حدود 145 روز است كه جنين از حدود 75 روزگي سلول هاي بيگانه را پس مي زند و تا قبل از آن قادر به تشخيص آنها نيست و چون در روش مورد استفاده در اين طرح تزريق سلول هاي بنيادي در 60 روزگي جنين انجام مي شود مشكل پس زدن آنها وجود ندارد.

 پرفسور زنجاني در ادامه درباره روند آزمايش عملي اين روش پيوند عضو اظهار داشت: ما قصد داريم به زودي اين تكنيك را بر روي بيماران نيازمند به پيوند استفاده كنيم كه عمده تحقيقات نيز بر روي كبد و پانكراس متمركز شده است. البته پيش از اين نيز موفق شده ايم با انتقال سلول هاي خوك به جنين گوسفند و سلول هاي گوسفند به جنين خوك، بافت هاي حاصل از حيوانات متولد شده را به گوسفند و خوك اوليه پيوند بزنيم و در مجموع به نظر نمي رسد مشكلي در انجام چنين پيوندهايي در انسان وجود داشته باشد.

 رييس دپارتمان بيوتكنولوژي حيواني دانشگاه نوادا در پايان با تاكيد بر جهت گيري درماني اين طرح و توجه به اصول ايمني زيستي در آن نگراني هاي مطرح شده در اين خصوص را بي مورد خواند و اظهار داشت: مهمترين نگراني كه در اين زمينه ابراز شده اين است كه ممكن است چنين تحقيقاتي به توليد حيواناتي با مغز و احساس انساني منجر شود در حالي كه خوشبختانه ميزان سلول هاي انساني در مغز گوسفندهاي توليدي حتي كمتر از يك دهم درصد است و با اين كه مي توان گوسفندي ساخت که تمام اجزاي بدنش داراي مقداري سلول هاي انساني باشد به هيچ وجه نمي توان تصور كرد سلول هاي مغز گوسفند به ميزاني برسد كه گوسفندي با مغز، فكر و احساسي مشابه انسان ساخته شود.

 

Porphyrophora tritici triticiشپشک ریشه گندم

معرفی آفت

آفت مذکور در مزارع دیم گندم و جو استانهای همدان، مرکزی، اردبیل، زنجان، کرمانشاه، کردستان و فارس مشاهده شده است و علاوه بر این از ریشه دو گونه علف هرز Boissiera Sp. و Agropyrom Sp. از خانواده گرامینه نیز جمع آوری گردیده است. این حشره بعد از تفریخ از تخم در روز ریشة گندم (محل پنجه زنی) مستقر شده و با تغذیه از شیرة گیاهی میزبان، موجب ضعف بوته ها و مانع پنجه زنی و رشد طبیعی آنها می گردد. کلیه بوته های آلوده اکثر انشعابات خود را از دست می دهند. بوته های مورد حمله نسبت به بوته های سالم از قدرت ریویش فوق العاده کمتری برخوردار بوده و به صورت علفی در آمده و رنگ آنها نیز به تدریج به زردی می گراید به نحوی که بوته های آلوده در مزارع به سهولت قابل تشخیص می باشند. اغلب بوته های آلوده به مرحله بارورری و خوشه دهی نمی رسند و بوته هائی که به این مرحله می رسند اولاً طول آنها بسیار کمتر از بوته های سالم بوده و ثانیاً پنجه زنی آنها نیز به مراتب کمتر از بوته های سالم می باشد.

زیست شناسی:

زمستان را به صورت
پوره های سن اول در زیر خاک سپری کرده و در اوایل بهار با مساعد شدن شرایط آب و هوای محیط در روی ریشه از شیره گیاهی تغذیه می کند. پوره پس از گذراندن مرحله سن یکم، در مرحلة دوم پورگی به شکل حبابی به نام سیست در می آیند. از نیمة دوم اردیبهشت ماه فعالیت تغذیه ای Cyst کاسته شده و تغییر رنگ می دهد و در اواخر اردیبهشت ماه حشرات ماده از Cyst خارج می شوند. خروج حشرات ماده تا دهه اول خرداد ماه ادامه دارد. بعد از طی حدود 7-5 روز حشره بدنش فشرده تر شده و بی حرکت، در حالی که تارهای ابریشمی بلند و سفید رنگ شبیه تار پنبه دور بدنش ترشح می نماید. اگر به تدریج بر انبوهی و طول این تارها افزوده شده و بعد از 10- روز، بدون هیچگونه تغییرات ظاهری در لابه لای تارهای مذکور شروع به تخم ریزی می نمایند. حشره در طبیعت تخم های خود را در عمق های 8-5 سانتی متری خاک قرار می دهد. تعداد تخمهای شمرده شده حداکثر تا 284 عدد و حداقل آن 24 عدد بوده است. حشره بصورت بکرزائی تخمگذاری می کند ولی با توجه به وجود افراد نر احتمال تولید مثل دو جنسی نیز وجود دارد. حشره زمستان را به صورت پوره های سن اول در زیر خاک سپری می کند و با مساعد شدن شرایط اقلیمی فعالیتهای خود را در اواخر اسفند یا اوایل بهار از سر می گیرد.

کنترل:

1. برداشت بموقع

2.
شخم عمیق پس از برداشت

3.
تناوب زراعی

4. آیش

5. کنترل علفهای هرز

حشراتی که مگس کش هم حریف انها نیست!

دانشمندان بریتانیایی به طور اتفاقی با یک چنگک فسیل شده که بخشی از یک عقرب دریایی باستانی بود، برخورد کردند. اندازه این پنجه به قدری بزرگ بود که تنها میتوانست به بزرگترین حشره جهان تعلق داشته باشد.



اما چقدر بزرگ؟ باورکردنی نیست اما این حشره حدود ۲.۵ متر طول داشته است.
به گفته سایمون بریدی (Simon Braddy) دیرین شناسی از دانشگاه بریستول و یکی از سه نویسنده این تحقیق، این کشف در صخره های ۳۹۰ میلیون ساله، نشان میدهد که عنکبوتها، حشرات، خرچنگها و موجودات مشابه در گذشته، بسیار بیش از آنچه تا کنون تصور میشد، بزرگ بوده اند.



او این کشف را شگفت انگیز توصیف کرد و افزود :” ما مدتها بود که با توجه به فسیلهای موجود حدس میزدیم در گذشته هزارپاهای عظیم، عقربهای غول آسا، سوسکهای بسیار بزرگ و سنجاقکهای عظیم الجثه وجود داشته اند. اما تا کنون هرگز متوجه نشده بودیم که این حشرات ناراحت کننده وقعا تا چه حد عظیم بوده اند.”
در این تحقیق، نوعی عقرب دریایی کشف شده است که اندازه آن تقریبا نیم متر بلندتر از اندازه ایست که قبل از این برای بزرگترین گونه تکامل یافته، محاسبه و تخمین زده شده بود.



این تحقیق که به صورت آنلاین در مجله انجمن سلطنتی زیست شناسی منتشر شده است، توضیح میدهد که این عقرب دریایی بسیار بلندتر از انسان امروزی بوده است.
پروفسور جریگ اشنایدر (Jeorg W Schneider) دیرین شناس آکادمی فرایبرگ ماینینگ (Freiberg Mining) آلمان، میگوید که این فسیل اطلاعات تازه ای درباره اینکه عقربها در دوران باستان تا چه حد بزرگ میشده اند، به دست داده است.



او میگوید:” این حشرات ۲.۵ متری آخرین بازماندگان عقربهای غول آسا بوده اند. این عقربها به مدت میلیونها سال بر روی زمین حکمرانی میکرده اند زیرا هیچ دشمن طبیعی نداشته اند. اما بالاخره توسط ماهی بزرگی که دارای آرواره و دندان بوده، از بین رفته اند.”



این فسیل چند سال قبل توسط همکار بریدی، دیرین شناسی به نام مارسلامح پوشمن (Markus Poschmann)، در یک معدن سنگ در نزدیکی پروم (Prum) آلمان که احتمالا در گذشته یک مرداب یا دهانه رود بوده، یافته شد.



پوشمن در اینباره میگوید ” من مشغول شل کردن صخره ها با چکش و اسکنه بودم که ناگهان متوجه شدم که بر روی یک تخته سنگ که تازه کنده بودم، توده ای تیره از یک جسم آلی وجود دارد. پس از کمی تمیزکاری توانستم آنرا به عنوان بخش کوچکی از یک چنگک بزرگ تشخیص دهم.”



“هرچند نمیدانستم آیا این فسیل کاملتر از این میشود یا خیر، اما تصمیم گرفتم به حفاری ادامه دهم. قطعات کشف شده باید به طور جداگانه تمیز و خشک شده و سپس به یکدیگر چسبانده میشد. سپس برای ثابت نگهداشتن آن، این قطعه داخل روکشی از گچ سفید قرار داده میشد.”



دانشمندان معتقدند که یوریپتریدها (Eurypterid) یا عقربهای دریایی باستانی، اجداد آبزی منقرض شده عقربهای امروزی و احتمالا تمام گونه عنکبوتیان – گروهی از بندپایان بی مهره- شامل عنکبوتها، عقرب، ساس و کنه هستند.



بریدی در یک مصاحبه گفته است که این فسیل متعلق به یک یایکلوپتروس رنانیا (Jaekelopterus Rhenaniae) است، نوعی عقرب که حدود ۴۰۰ میلیون سال پیش، به مدت ۱۰ میلیون سال و تنها در آلمان می زیسته است.



او گفت که عده ای از زمین شناسان اعتقاد دارند که عقربهای دریایی عظیم به دلیل وجود اکسیژن بیشتر جو در گذشته متحول شده و رشد کرده اند. عده دیگری اعتقاد دارند که این تحول به دلیل تنازع بقا بوده است.



به گفته بریدی این عقربها همجنس خوار هم بوده اند و با یکدیگر میجنگیده و قربانی خود را میخورده اند، بنابراین، تا این حد بزرگ بودن، به نفع آنها بوده است.اما درهرحال این رقابتها سالها پیش به آخر رسیده اند.



بریدی در آخر میگوید اینبار که به پشه ای ضربه زدید یا عنکبوتی را له کردید، به حشراتی که سالها پیش زندگی میکرده اند فکر کنید. تصور نمیکنم دلتان بخواهد یکی از آنها را با مگس کش بزنید.













و حالا درازترین حشره حال حاضر دنیا:
:


دراز ترین حشره شناسایی شده جهان در مالزی کشف شد. این حشره که طول بدن آن بیش از 37 سانت و طول بدن با احتساب دست و پا به بیش از 56 سانتی متر می رسد  . این حشره عجیب توسط طبیعت شناس مالزیایی داتوک چان کشف شده و به افتخار همین فرد به نام " عصای دراز چان " یا Chan's MegaStick نامگذاری شده است.

یکی ا ز مشخصات جالب این حشره این است که تخم هایش دارای بالهای کوچکی هستند به همین دلیل امکان انتشار به وسیله وزش باد را دارند. این حشره بر روی درختان منطقه مالزی شرقی و جزیره برونئی یافت شده است. رکورد دار قبلی دراز ترین حشره دنیا نیز در همین منطقه کشف شده بود. وجود جنگل های انبوه استوایی این منطقه را به محیطی مناسب برای رشد و نمو گونه های متفاوتی از جانداران بدل کرده است




سنگین ترین حشره دنیا:


بزرگترین حشرات دنیا نوعی سوسک هستند که در آفریقا زندگی می کنن و طولشان یازده سانتیمتر یعنی به اندازه کف دست یک انسان بالغ و وزن بدنشان 300 گرم یعنی به اندازه 3 موش خانگی است...!!!


يک روزه‌ها، طياره‌ها و سوسَري‌ها:

 حشرات بال‌دار (Pterygota)

- يك روزه‌ها (Ephemeroptera)

- طياره‌ها (Odonata)

- سوسَري‌‌ها (Blattaria)

 

يك روزه‌ها (Ephemeroptera)

از ابتدايي‌ترين حشرات شروع مي‌کنيم. اولين راسته حشرات، راسته افمرپترا (Ephemeroptera) که حشراتي با بال‌هاي غشايي و تعداد زيادي رگ‌بال هستند و عموماً بالهاي عقبي آن‌ها کوچکتر از بالهاي جلويي است. حشرات کامل در انتهاي بدن داراي زائده‌هاي بلندي مي‌باشند. تا قبل از بلوغ، در داخل آب زندگي مي‌كنند و از انواع گياهان مختلف در داخل آب تغذيه مي‌کنند. پوره‌هاي اين حشرات در طرفين بدن داراي زوائد برگ مانندي که در واقع همان پيوست‌هاي تنفسي هستند، مي‌باشند که به وسيله آن اکسيژن محلول در آب را جذب مي‌کنند. در انتهاي بدن نيز داراي پيوست‌هايي هستند. يک روزه‌ها از نظر تغذيه‌ي ماهي‌ها داراي اهميت فوق‌العاده زيادي هستند و يکي از بخشهاي مهم در جيره غذايي ماهي‌ها در آب هاي شيرين مي‌باشند.

اما چرا به اين حشرات يک روزه مي‌گويند؟

به خاطر اينکه عمر اين حشرات کامل بسيار کوتاه است و بعد از اينكه حشره‌ي كامل ظاهر مي‌شود يک يا دو روز و بيشتر از سه روز زنده نمي‌مانند. يک استثناء ديگر که در اين راسته وجود دارد، بعد از ظهور فرم بالدار، يک مرتبه ديگر پوست اندازي مي‌کنند تا فرم بالغ آن‌ها ظاهر گردد.

طياره‌ها (Odonata)

دومين راسته، راسته اُدناتا يا طياره (Odonata)مي‌باشند. حشرات اين دسته، حشراتي نسبتاً بزرگ، به رنگ‌هاي بسيار زيبا و داراي بدن باريک و کشيده مي‌باشند. چشم‌هاي اين حشرات عموماً مرکب در آسيابک‌ها بسيار بزرگ مي‌باشند به طوري که بخش اعظم سر را در بر مي گيرد. در حاليکه در سنجاقک‌ها، چشم‌هاي مرکب عموماً کوچکتر هستند. بالها باريک و کشيده و با تعداد زيادي رگ‌بال در سطح خود مي‌باشد. اين حشرات، جزء حشرات اوليه و ابتدايي محسوب مي‌شوند.

راسته (Odonata) از جمله مفيدترين حشرات مي‌باشند. زيرا همه گونه‌هاي آن، بدون استثنا شکارگرند و حشرات کامل و پوره‌ها، از ساير حشرات و همچنين حشرات آفت تغذيه مي‌كنند. البته تخصص يا تعلق خاصي نسبت به گروه خاصي از حشرات ندارند، و از تمام گونه‌هاي ديگر اعم از مفيد و غير مفيد تغذيه مي‌کنند. حشرات کامل اين راسته گاهي از مگس‌ها که اغلب ناقل بيماري‌هاي مختلف مي‌باشند تغذيه مي‌کنند و در کاهش جمعيت آنان نقش موثري دارند. پوره‌هاي اين حشرات آبزي بوده و مدت زمان دو تا سه سال را درون آب زندگي مي‌کنند.

 

تشخيص پوره آسيابک‌ها از پوره سنجاقک‌ها

پوره سنجاقک‌ها عموماً در انتهاي بدن داراي زوائد برگ مانندي هستند، ولي در پوره آسيابک‌ها اين زوائد برگ مانند ديده نمي‌شود. همانطور که اشاره شد پوره‌هاي حشرات نيز شکارگر هستند و در محيط‌هاي آبي از حشرات به ويژه ازلارو پشه‌ها و ساير حشرات تغذيه مي‌کنند.

غير از چشم‌هاي مرکب، سنجاقک‌ها و آسيابک‌ها چه تفاوت ديگري با هم دارند؟

ساده‌ترين روش براي تشخيص آسيابک‌ها از سنجاقك‌ها اينست که در آسيابک‌ها بال‌هاي عقب در قاعده عريض‌تر از بالهاي جلوست در حاليکه در سنجاقک بال‌هاي عقب و جلو داراي شکلي يکسان بوده و از نظر اندازه مشابه هستند.

 

سوسري‌‌ها (Blattaria)

راسته ديگر، راسته بلاتاريا (Blattaria) يا سوسري‌ها هستند. علي‌رغم اينکه عموم مردم به اين حشرات سوسک يا سوسک حمام مي‌گويند ولي در واقع اين‌ها سوسک به معناي بي‌تل (Beetle) که ما آن‌ها را سخت ‌بالپوشان مي‌ناميم، نيستند. از جمله حشرات مهم بهداشتي هستند که در کشور ما حداقل سه گونه از آن‌ها به وفور يافت مي‌شود.

 

مهمترين گونه سوسري‌ها عبارتند از :

- سوسري آلماني يا بلاتاجرمنيكا (Blattella germanica)

- سوسري آمريكايي يا پري‌پلنتا امريكانا (Periplaneta americana)

- بلاتا اورينتاليس (Blatta orientalis)

البته بدليل اينکه سوسريها اندازه بزرگتري دارند براي ساکنان منازل قابل تحمل نيستند اما سوسري آلماني داراي اندازه خيلي کوچکتري است. شکل بدن در اين حشرات بگونهاي است که در لابلاي کوچکترين شکاف‌ها رفت و آمد دارند. تخمهاي خودشان را در داخل کپسولهايي قرار مي‌دهند بطوري كه در داخل هر کپسول تعداد زيادي تخم قرار مي‌گيرد و سوسري‌ها اين کپسول را در پشت کابينت‌ها يا در داخل درزها و شکافهايي که در آشپزخانه قرار دارد رها ميکنند. بعد از مدتي از داخل يک کپسول که مشابه يک لوبياي کوچک است تعداد زيادي پوره اين حشرات خارج و بوي ناخوشايندي از خود ساطع ميکند که قابل تحمل نميباشد اما نکته مهم در اين حشرات اين است که از جنبه بهداشتي داراي اهميت زيادي هستند.

گزش حشرات:

ماههای گرم سال هنگام حداكثر فعالیت حشرات است و انسانها از گزش آنها در امان نیستند . معمولاً علائم گزش فقط محدود به موضع گزیدگی است و شامل درد ، تورم ، قرمزی و خارش هستند . البته در مورد گزش زنبورها بسته به حساسیت فرد ممكن است علائم شدیدتری بروز كند . افرادی كه به گزش حشرات حساسیت شدید دارند ، دچار كهیر و ورم عمومی بدن ، خس خس سینه و تنگی نفس ، افت فشار خون و در موارد نادر اغما و مرگ می شوند . بنابراین در صورتی كه واكنش شدید به گزش حشرات پیش آید سریعاً به پزشك رجوع كنید .

برای پیشگیری از گزش حشرات نكات زیر را رعایت كنید :

- غذاها و نوشیدنیها را بخوبی بپوشانید .

- لباسهای رنگارنگ نپوشید بلكه لباسهای سفید بپوشید كه حشرات را به خود جلب كند .

- در مناطق طبیعی لباسهایی بپوشید كه پوست شما را كامل بپوشاند و منفذی برای ورود حشرات نداشته باشد .

- بهتر است از مواد دفع كننده حشرات بر روی پوست خود بمالید .

در صورت گزیده شدن اقدامات زیر را انجام دهید :

- اگر نیش حشره ای مثل زنبور روی پوست شما باقی مانده آنرا بدون فشردن جدا كنید .

- محل را با آب و صابون بشویید .

- مقداری یخ روی محل قرار دهید تا شدت واكنش كم شود.

آنها جمعيت حشرات را كنترل مي كنند:

مارمولك ها اين موجودات مفيد ، عضوي از رده خزندگان هستند كه قدمتشان به ميليون ها سال پيش برمي گردد . عده اي از مردم بر اين عقيده اند كه چون مارمولك ها داراي دست و پا هستند نبايد آنها را جزو خزندگان از جمله مارها دانست . ولي آنها داراي دست ها و پاهاي كوچكي بوده و اغلب در زمان راه رفتن شكمشان برروي زمين كشيده مي شود . دانشمندان طي مطالعاتي كه روي تكامل و ژنتيك اين موجودات داشته اند ، آنها را جزو خزندگان قرار داده اند . البته برخي حيوانات وجود دارند كه اغلب مردم آنها را با مارمولك ها اشتباه مي گيرند .

 يكي از اين جانوران سمندرها هستند كه در رده دوزيستان قرار دارند . از لحاظ ظاهري سمندرها با مارمولك ها ( سوسمارها) تفاوت هايي دارند كه به دو مورد از آنها اشاره مي كنيم . اول اين كه سطح بدن مارمولك ها از صفحات زبري به نام پولك پوشيده شده است ، در حالي كه سمندرها سطح بدنشان فاقد پولك بوده و هميشه مرطوب است . تفاوت دوم در وجود ناخن در انتهاي انگشت هاي  مارمولك ها است. در حالي كه  سمندرها فاقد ناخن هستند . از آنجايي كه مارمولك ها بيرون از محيط هاي آبي زندگي مي كنند ( برخلاف سمندرها ) لذا پولك هاي آنها نقش مهمي را بازي كرده و از تبخير آب بدن جلوگيري مي كند . نقش ديگري كه پولك ها دارند اين است كه به عنوان سلول هاي خورشيدي عمل كرده و انرژي گرفته شده از خورشيد را به سلول هاي عصبي منتقل مي كنند . اين فرايند در برخي گونه ها مانند آگاماها و سوسمارهاي خاردم باعث تحريك غده هيپوفيز و در نهايت تحريك غده پينه آل (چشم سوم ) شده و باعث ايجاد تغيير رنگ در پوست آنها مي شود . حيوان ديگري كه معمولاً از جانب مردم با مارمولك ها اشتباه گرفته مي شود تمساح ها و كروكوديل ها هستند . نام ديگر اين مارمولك ، سوسمار مي باشد كه مردم به اشتباه اين واژه را براي تمساح به كار مي برند .

 مارمولك ها در دنيا از اندازه دو سانتي متر ( گكوهاي پلنگي ) تا حدود 5/3 متر ( اژدهاي كومودو) ديده مي شوند و نبايد مارمولك هايي مانند اژدهاي كومودو را كه داراي اندازه درشتي هستند با تمساح  و كروكوديل اشتباه گرفت .

 سوسمارها به مانند ساير خزندگان موجوداتي خونسرد هستند . اين بدان معني است كه دماي بدن آنها تابع درجه حرارت محيط بوده و با هر تغييري در درجه حرارت محيط اطراف تغيير مي كند . لذا در درجه حرارت هاي پايين به ويژه در پاييز و زمستان به خواب زمستاني و در روزهاي گرم تابستان به خواب تابستاني فرو مي روند . تقريباً مي توان گفت سوسمارها در همه جاي ايران پراكنده هستند . از بيابان هاي پست با زمين هاي داغ گرفته تا مناطق مرطوب جنگلي شمال ، سواحل درياي خزر ، خليج فارس و درياي عمان ، ارتفاعات كوه هاي البرز و زاگرس و مناطق مسكوني .

 بيشتر سوسمارها حشره خوارند و بسته به اندازه و جثه شان از بند پايان و گاهي جوندگان تغذيه مي كنند . بعضي از مارمولك هايي كه روي ديوار خانه ها ديده مي شوند،  به قصد شكار بند پاياني از قبيل عنكبوت ها ، رتيل ها و حشراتي كه دور نور لامپ ها جمع شده اند به آنجامي آيند. ...ادامه و منبع

 http://www.aent.persianblog.com

 

كنه‌ها(Acari)

كنهها متعلق به زير رده آكاري(Acari) بوده و به همراه رتيلها و عنكبوتها رده (Arachnida) را بوجود ميآورند. كنهها يكي از بزرگترين گروه‌هاي بندپايان ميباشند كه به فراواني در طبيعت مشاهده ميشوند. حدود سي هزار گونه از اين بندپايان در دنيا شناسايي شدهاند و تقريباً بيش از پانصد هزار گونه ديگر همچنان ناشناخته باقي مانده‌اند. اندازه كنهها متفاوت است مثلاً كنههاي خانواده تارسونميده(Tarsonemidae) فقط چند ميكرون و كنه‌هاي بسيار بزرگ خانواده ايكسوديده (Ixodidae) اندازه‌اي حدود صد ميكرون دارند كه در روي دامها از خون آن‌ها تغذيه ميكنند.

كنهها شامل گروه‌هاي آبزي و خشكي‌زي هستند. كنههاي خشكي‌زي در داخل خاك با جمعيت بسيار بالا ديده ميشوند و از مهم‌ترين بندپايان هستند. تعدادي از كنهها بخشي از زندگي خود را بصورت پارازيت مي‌گذرانند و ممكن است انگل بندپايان يا مهرهداران باشند. البته تعداد كمي هم بصورت انگل داخلي در داخل بدن حشرات و مهرهداران فعاليت ميكنند.

تعدادي از كنهها شكارگر و پِرداتور(Predator) هستند و در داخل خاك روي گياهان از ساير كنهها مخصوصاً از كنه­هاي گياهخوار و تخم حشرات كوچك تغذيه ميكنند. به عبارت ديگر تعدادي از گونههاي شكارگر در داخل خاك از انواع حشرات كوچك و ساير كنهها، نماتودها و تخم مگسها تغذيه ميكنند و جزء موجودات بسيار مفيد به حساب ميآيند .

تعداد زيادي از كنهها هم گياهخوار هستند. با كليسرهاي نيرومندي كه دارند بر روي گياهان خراشهايي ايجاد ميكنند و از كلروپلاست، مايع و شيره گياهي تغذيه ميكنند. همچنين تعدادي از گونه‌هاي گياهخوار در محيط‌هاي انباري از غلات، خشكبار و برخي ديگر از غدههاي گياهان زينتي تغذيه ميكنند.

كنههاي خانواده فيتوزئيده(Phytoseidae) شكارگر هستند كه براي كنترل كنههاي گياهخوار بر روي گياهان زينتي در شرايط گلخانهاي زندگي مي‌كنند. هم‌چنين در بسياري از نقاط دنيا بصورت تجارتي و انبوه توليد ميشوند و در گلخانهها رها سازي ميشوند. از نظر خصوصيات مورفولوژيك بدن كنهها از دو قسمت تشكيل شده است كه عبارت است از:

1- گناتوزوما(Gnathosoma) يا قسمت جلويي كه اعضاي حسي، كليسرها و پري‌پالپ‌ها را در بر مي‌گيرد.

2- قسمت عقبي كه ايدئوزوما(Idiosoma) ناميده ميشود پاهاي كنهها را در بر ميگيرد. كنهها در مرحله‌ي بالغ چهار جفت پا دارند پري پالپها عموماً دو تا پنجبندي و كلسيرها سه‌بندي و پاها در اكثر كنه‌ها شش‌بندي هستند، ولي در برخي از كنهها پاها نيز به صورت دوهفت ‌بندي ديده مي‌شوند.

بلندي پاها عبارت است از:

الف) كوكسا (Coxa) يا پيش ران؛

ب) تروكانتر(Trochanter) يا پس ران كه ممكن است دو بندي باشد؛

ج) فيمور(Femur) يا ران؛

د) پاتلا(Patella) يا ژنو (Genu)؛

هـ) تي‌بيا (Tibia) يا ساق؛

ر) تارسوس(Tarsus) يا پنجه كه در انتها به دو ناخن يا كلاو (Claw) و يك بالشك يا آلوريوم منتهي مي‌شود.

دستگاه گوارش در كنهها به حشرات شباهت دارد و شامل بخشهايي بوده كه عبارت است از:

1. موس (Mouth) دهان؛

2. اِزوفاگوس (Oesophagus) يا سر؛

3. وِنتريكولوس (Ventriculus) يا معده؛

4. هيند گات (Hind gut) يا روده عقبي؛

5. آنوس (Anus) يا مخرج .

سيستم توليد مثل در كنهها غالباً دو جنسي است و اكثر كنهها تخم گذار هستند گرچه تعدادي كنه زنده‌زا نيز مشاهده شده است.

تعدادي از كنهها بكرزا هستند كه توليد نتاج نر و ماده ميكنند، البته در كنههايي مثل كنه تيترانيكوس اورتيكا (Tetranychus urticae) كه از مهم‌ترين كنهها و نيز جزء آفات بسيار مهم گياهان زينتي است بعد از جفتگيري، تخمهاي بارور توليد افراد نر و ماده ميكنند و تخمهايي كه بارور نشوند صرفاً توليد افراد نر خواهند كرد.

تنفس كنههاي كوچك جلدي است يعني دستگاه تنفسي خاصي ندارند ولي سيستم تنفسي كنههاي بزرگتر تراشهاي است و مانند حشرات، تراشهها به روزنههاي تنفسي به نام استيگمات(Stigmata) يا اسپراكل (Spiracle) منتهي ميشود.

براساس محل قرارگرفتن روزنههاي تنفسي، كنهها را به هفت راسته تقسيم ميكنيم:

1. آستيگماتا (Astigmata) يا بدون استيگمايان.

2. پروستيگماتا (Prostigmata) يا پيش استيگمايان.

3. مزوستيگماتا (Mesostigmata) يا ميان استيگمايان.

4. نوتوستيگماتا (Notostigmata) يا پشت استيگمايان.

5. متاستيگماتا (Metastigmata) يا پس استيگمايان.

6. تتراستيگماتا (Tetrastigmata) يا چهار استيگمايان.

7. كريپتوستيگماتا (Cryptostigmata) يا نهان استيگمايان.

در زندگي كنهها سه مرحله بعد از مرحله رشد جنسي وجود دارد كه عبارت است از:

الف) مرحله لاروي؛ كنهها در مرحله لاروي داراي سه جفت پا هستند به جزء كنههاي خانواده اريوفيده (Eriophidae) كه تعداد پاهايشان كمتر است.

ب‌) مرحله پورگي؛ در اكثر كنهها شامل چند مرحله است و به آن‌ها پروتونيمف (Protonymph) و تريتونيمف(Tritonymph) اطلاق ميشود بعد از آن كنه بالغ توليد ميشود.

ت‌) اَدالت(Adlult) يا كنه بالغ.

 

مورچه ها متخصص ترین کشاورزان !

کشف جدید دانشمندان مشخص کرده است که مورچه ها میلیونها سال پیش از انسانها بر روی زمین کشاورزی می کرده اند. البته این پایان داستان نیست چون گونه ای از آنها به عنوان قدرتمندترین گیاه خوار تاریخ زمین شناخته شده است. 

به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از مهمترین تحولات در تاریخ تمدن بشر، کشاورزی و توسعه آن بوده است اما بی شک دانستن این نکته خالی از لطف نیست که انسان نخستین کشاورز روی زمین نبوده است بلکه مورچه ها برای بیش از 50 میلیون سال است که مشغول کشاورزی بر روی زمین هستند!

در حالی که کشاورزی در طول دورانهای گذشته به انسان کمک کرده است تا به عنوان گونه غالب بر روی زمین حکمرانی کند، این مهارت (کشاورزی) به مورچه های گیاهخوار این امکان را داده است تا خود را به عنوان گیاهخوار غالب در تاریخ پیدایش زمین معرفی کند. در کنار این خصایص نباید فراموش کرد که مورچه ها و حیات جمعی آنها یکی از عالی ترین نمونه های موفق حیات اجتماعی حشرات در طبیعت به حساب می آید. 

به تازگی گزارشی نیز در نشریه "زیست شناسی امروز" منتشر شده است که در آن مورچه های برگخوار مورد بررسی دقیق قرار گرفته اند. بر اساس این گزارش جالب توجه، این مورچه ها سیستمی را در خود توسعه داده اند که بر اساس آن تلاش می شود اراضی گیاهی اطراف محل آشیانه خود را عاری از هرگونه آفت نگاه دارند. نکته قابل توجه این است که در میان کشاورزان انسانی نیز این نگرش به عنوان یکی از راههای اساسی برای غلبه بر چالشی همچون آفات کشاورزی در نظر گرفته شده است.

بر اساس گزارش مهر، این مورچه ها برگهای تازه جمع آوری شده را که مملو از آب هستند در باغها و اراضی اطراف محل زندگی خود پخش می کنند تا بدین وسیله مقدمات رشد نوعی گیاه قارچی ارزشمند فراهم شود. مورچه ها از این گیاه قارچی به عنوان ماده ای مغذی مصرف می کنند.

مورچه ها برای بیش از 50 میلیون سال است که مشغول کشاورزی بر روی زمین هستند. اما نکته حیرت آور اینجاست که مورچه ها برای رشد بهتر و درحقیقت انجام کشاورزی با راندمان بالا، برگهای کهنه شده را با برگهای تازه جایگزین می کنند اما این هم پایان داستان نیست. برگهای کهنه می تواند تهدیدی برای اجتماع مورچه ها باشد. از این رو برگهای کهنه به عنوان ماده ای دورریز در نقطه ای به دور از محل اصلی زندگی مورچه ها انباشته می شود.

به گزارش مهر، این مورچه‌ها قابلیتهای دیگری نیز دارند. آنها به محض شناسایی نشانه هایی از آفات در باغ و اراضی اطراف به سرعت وارد عمل شده و با انجام فعالیتی موسوم به "شانه کشی" که دقیقا همان شخم زدن در کشاورزی انسانی است موجبات از بین رفتن آفات مخرب را فراهم می کنند. زمانی که تخم آفات نیز پیدا می شوند، بلافاصله به نقطه ای دورتر منتقل شده و در محلی مناسب انباشته می شود.

منبع:خبرگزاری مهر - گروه فناوریهای نوین  

اثرات مصرف کود و گوجه

گوجه فرنگي (Lycopersium esculantium) يكي از سيزيهاي مهم است كه به لحاظ داشتن ويتامين A , C و مواد غذايي نقش مهمي در سلامتي جامعه ايفا مي نمايد . گوجه فرنگي در شرايط اقليمي بسيار متفاوت از بوشهر گرفته تا مرند آذربايجانشرقي و در تمام استانهاي كشور در سطح وسيعي كشت مي شود . اين سيزي مهم در مناطق جنوبي كشور نظير استانهاي هرمزگان و بوشهر كه داراي هواي گرم هستند در زمستان در هواي آزاد محصول (نوبري) داده و در اواخر ارديبهشت ماه باردهي آن به اتمام مي رسد .

اين در حالي است كه در استانهاي سردسير در همين مواقع نشاء هاي گوجه فرنگي از خزانه به مزارع انتقال داده شده و در طول تابستان محصول مي دهد. در اكثر استانهاي كشور با وجود اقليم متفاوت , كشت مزرعه و پلاستيكي و گلخانه اي آن مرسوم است . ميزان برداشت عناصر غذايي گوجه فرنگي با 90 تن عملكرد بيش از 260 كيلوگرم ازت (N ) , 100 كيلوگرم (P2O5) , 520كيلوگرم پتاسيم (K2O) , 40 كيلوگرم منيزيم , 60 كيلوگرم گوگرد و رقمي بيش از 100 كيلوگرم در هكتار كلسيم مي باشد . ولي مقدار برداشت عناصر ريز معدني درمقايسه با عناصر پر مصرف بسيار كم و ناچيز است .

مثلا براي برداشت 48 تن در هكتار گوجه فرنگي فقط 608 گرم مس (Cu) , 535 گرم آهن (Fe) , 95 گرم منيزيم (Mn) ,60 گرم روي(Zn) و 28 گرم بر (B) برداشت ميگردد كه در مقايسه با مقادير عناصر پرمصرف بسيار ناچيز ولي مهم مي باشند (1998 . Fertilizer Development center National)

افزايش محصول , بهبود كيفيت و مقاومت در مقابل برخي از بيماريها در اين محصول مستلزم مصرف متعادل كودهاي شميايي و افزايش مواد آلي چه در خزانه و چه در مزارع گوجه فرنگي است .

نقش عناصر در عملكرد و كيفيت گوجه فرنگي


1- ازت

تاثير ازت بر رشد سبزينه اي و محصول گوجه فرنگي از عناصر ديگر بيشتر است . ازت تشكيل گل و ميوه را افزايش داده و بلوغ را به تاخير مي اندازد. كمبود ازت در گياه سبب كاهش جيبرلين , اكسين و افزايش ممانعت كننده هاي رشد () مي شود . ريزش تعدادزيادي از گلها در درجه حرارت هاي زياد نيز به علت كمبود ازت در گياه گوجه فرنگي است . اين گياه براي توليد بيش از 100تن محصول در هكتار به جذب ازت بيشتري در هر روز نياز دارد . اندازه , رنگ , مزه و درصد مواد جامد در ميوه در اثرمصرف زياد ازت كاهش و اسيديته قابل سنجش افزايش مي يابد . به طور كلي ازت زياد سبب بروز كاهش مقاومت گياه نسبت به بيماريها مي شود . ظهور مرگ انتهايي ميوه (Blossom end rot) با افزايش ميزان ازت به خصوص در فرم آمونيومي افزايش پيدا مي كند در صورتي كه شدت پوسيدگي ريشه (Botrytis cinera) با درمان كمبود ازت در گياه كاهش پيدا مي كند . گوجه فرنگي فرم ازت نيتراته را به فرم آمونيومي آن ترجيح مي دهد . ضمنا نيترات راندومان مصرف آب ( W.U.E) را بهبود بخشيده و غلضت اسيد آمينه آزاد را كاهش مي دهد.

2- فسفر

وجود فسفر كافي در محيط ريشه سبب توسعه سريع و استفاده بهتر گياه از آب و ديگر مواد غذايي ضروري گياه مي شود . فسفر (به همراه استفاده ازت و پتاسيم ) رنگ پوست و گوشت ميوه , ميزان ويتامين C و سفتي ميوه را بهبود و بلوغ را تسريع مي بخشد . بديهي است بر مبناي مقدار فسفر برداشتي توسط گوجه فرنگي و آزمون خاك (حد بحراني حداكثر 15 ميلي گرم در كيلوگرم بر مبناي روش اولسون) بايستي نسبت به مصرف كودهاي فسفاته اقدام نمود كه متاسفانه تاكنون چنين نبوده است .

3- پتاسيم

علائم كمبود پتاسيم در گوجه فرنگي با تيره تر شدن رنگ گياه و گوتاه شدن بين گرهها ظاهر مي شود . نكروزه شدن حاشيه برگها نيز نشانه شدت كمبود پتاسيم در اين گياه است . افزايش ميزان پتاسيم ور محلول غذايي با كاهش خسارت ناشي از بيماري Alternaria همراه است . به نظر مي رسد پتاسيم تاثير مثبتي نيز بر روي قارچ برگي (Clodosprium fulvum ), پوسيدگي ساقه (Diplodialyocopersici ) و پوسيدگي ريشه (Botrytis cinere ) دارد .

گرچه تاثير پتاسيم بر ميزان محصول به اندازه ازت چشمگير نيست اما با اين حال اثر پتاسيم بر افزايش بر افزايش اندازه ميوه را نمي توان ناديده گرفت . يكي از دلايل اختلال در رسيدن ميوه , تغذيه ناكافي پتاسيم در گوجه فرنگي است .

كمبود پتاسيم سبب قهوه اي شدن آوندها , سفيدي ديواره , خاكستري شدن ديواره و سبزي ميوه مي شود . ميزان پتاسيم در دمبرگ , همبستگي زيادي با توسعه بافت سفيد در ميوه دارد . بدشكلي و غير يكنواختي رنگ ميوه با افزايش مصرف پتاسيم كاهش مي يابد . پتاسيم نقش مهمي نيز در رنگ ميوه در صنايع تبديلي دارد . مصرف پتاسيم سبب افزايش كارتنوئيد , ليكوپن و كاهش كلروفيل شده و تاثير زيادي در متابوليسم اسيد هاي ميوه (عمدتا اسيد سيتريك و اسشيد ماليك) دارد . در مجموع كل مواد

جامد, قند ها , اسيد ها , كاروتن, ليكوپن , و خاصيت انباري در ميوه هاي گوجه فرنگي كه از تغذيه پتاسيم بهره مند بوده باشد بيشتر است . ريزش ميوه قبل از بلوغ نيز در گياهاني كه داراي غلظت پتاسيم كمي هستند بيشتر است .

نظر بر اينكه مقدار پتاسيم مورد نياز گوجه فرنگي در مقايسه با ساير عناصر غذايي بايد حداكثر باشد , بنابراين مقدار كود پتاسيمي مورد نياز چه از منبع سولفات (قبل از كاشت)و چه از منبع كلرورپتاسيم (سرك) بستگي به عملكرد , رقم , درصد رس , نوع رس, كلسيم و منيزيم , ظرفيت تبادل كاتيوني , مقدار پتاسيم قابل استفاده و درجه نسبي تخليه پتاسيم خاكهاي مربوطه دارد . در مناطق شور مصرف كلرورپتاسيم به صورت سرك در مقايسه با شاهد عملكرد را افزايش داده ولي قابل مقايسه با سولفات پتاسيم نبوده ولي در خاكهاو آبهاي غير شور مصرف چند دفعه اي كلرورپتاسيم همزمان با رشد و زمان گلدهي (حداقل چهار بار) بيشترين توليد را چه در ايران و چه در پاكستان عايد نموده است .

پتاسيم علاوه بر افزايش توليد و بهبود كيفيت (بازار پسندي) , سبب افزايش مقاومت گياهان منجمله گوجه فرنگي در برابر شوري , كم آبي , انواع تنشها و آفات و بيماريها نيز گشته و بازيافت آب و كود را ني افزايش مي دهد .

نکاتی در مورد نحوه ی کود دهی به گیاهان در فضای سبز :

· زمان مصرف کودهای شیمیایی،برای نباتاتی مانند درختان ،درختچه ها و بوته ها ،از اوایل بهار تا اواسط تابستان و سپس ،اواخر شهریور تا اواخر مهر میتوان استفاده کرد.

· برای کود دهی به درختان بزرگ ،باید شماری سوراخ به عمق 50 تا 70 سانتیمتر ،و در فاصله های 80 سانتیمتری ،ایجاد کرد . در محدوده ی سایه ، انداره ی آنها تا فاصله ی 1.5 متری از تنه درخت باشد و کودهای شیمیاییمورد نظر را باید درون این سوراخها ریخته و سپس،سوراخ را از اب پر نمود . برای ریختن کود در این سوراخها ،از قیف هم میتوان استفاده کرد .

· برای چمن وقتی در اواخر پاییز رشدش متوقف شد،کودهای ازته مورد نیاز را روی سطح چمن توزیع کرد و اگر بارندگی به مقدار کافی انجام گیرد قسمت اعظم ازت ،در منطقه فعالیت ریشه توزیع خواهد شد.

· برای رهایی از علفهای هرز موجود در کودهای دامی و آلی ،باید آنها را پیش از مصرف ،مدتی مرطوب نگهداشت تا بذر علفهای هرز موجود در آنها ،پس از جوانه زدن ،عاری از قوه ی نامیه شود .

· جمع آوری لایه 30 سانتیمتراولیه (سطحی)خاک و توزیع آن در سطح زمین پس از اتمام عملیات تسطیح،از مدفون شدن لایه حاصلخیزخاک(30-سانتیمتری50)جلوگیری به عمل خواهد آورد.

در مصرف کودهای شیمیایی و آلی ، همیشه این اصل مهم را به یاد داشته باشیم :هیچ گاه نباید شرایطی فراهم شود که علایم کمبود در گیاه ظاهر شود ،چون در این حالت ،به مرحله ی نابودی میل میکند.